تبلیغات
بورس ژاپن - لندن - امریکا- فارکس - رویا، ارزیابی، ذوق: عوامل سازنده یك مدیر موفق و بزرگ
- مقدمه

اولین گام برای یك مدیر بزرگ شدن، احساسات معمولی است. البته این احساسات چندان رایج نیستند. این مقاله به بیان نظراتی درباره برخی از این احساسات می‌پردازد.
اصلی‌ترین مشكل در زمان شروع كار مدیر، تفكرات اشتباه اوست كه دلیل آن هم عدم آشنایی با مسایل مدیریت است. دلیل این كارها به درستی انجام نمی‌شوند حماقت نیست، بلكه دلیل این امر عدم تفكر درباره مسایل است. مدیریت صبر و پرسیدن سؤالات درست از خود است. بدین ترتیب حس درونیتان به شما جواب‌ها را می‌دهد.


مدیریت موفق

زمانی كه مسئولیت مدیریت را به دست می‌آورید، اولین اختیارتان حق انتخاب است: از خود چه انتظاراتی دارید؟ در این مسئولیت تازه كار هستید و مردم این را می‌دانند. كم‌كم چیزهای زیادی از اشتباهات خود یاد می‌گیرید و زمان بیشتری را برای مرور اشتباهتان اختصاص دهید. مشكلات مدیریت‌های كوچك، احساسات معمولی است كه با افزایش آن ها، بیشتر خود را درگیر می‌كنند.

دومین اختیارتان خیلی مهیج‌تر است: یك دفتر خالی بردارید و شروع به یادداشت پرسش‌هایی از زیردستان خود كنید و بدین ترتیب به یك مدیر بالادستی تبدیل شوید.

زمانی كه مدیریت مكانی را به دست می‌آورید، كنترل زیادی به كارتان پیدا می‌كنید، البته به تمامی اجزا كنترل پیدا نخواهید داشت: می‌توانید به اعمال تغییرات بپردازید و این تغییرات را به روش گوناگون انجام دهید. اختیارات فراوانی جهت نحوه برخورد با كارمندان زیر دست خود دارید و می‌توانید به محیط كاریتان اشكال متفاوتی بدهید.

در شركت‌های بزرگ به علت وجود ویژگی اتحادیه شدن، كمی اختیارات شما محدود می‌شود. به همین علت پیشنهاد می‌شود كه به صورت یك منتقد رفتار كنید، با سیاست‌های اتحادیه رو در رو برخورد نكنید و تغییرات مورد نظرتان را انجام دهید.

لازم نیست كه به جنگ سیستم بروید، نشان دهید كه بهتر از آن می‌توانید كارها را انجام دهید. در شركت‌های كوچك از اختیارات بیشتری برخوردارید و به كمك تیمتان و یك سیاست درست، به موفقیت‌های بزرگ می‌رسید.

زمانی كه كارتان را به خوبی انجام می‌دهید، به سرعت دیگران متوجه كارتان می‌شوند و هیچ چیزی سریع‌تر از موفقیت‌ نصیبتان نمی‌شود. البته باید بدانید كه هر بار نیز نمی‌توانید جهت غافلگیری همكارانتان، كارها را به تعویق بیاندازید.

2- شروع یك انقلاب

حتی فكر شروع كار هم باعث ترس می‌شود. شما حضرت داوود نیستید كه بتوانید مردم را علیه طالوت متحد كنید. خبر بدتر برایتان، مقاومت دیگران در برابر تغییرات است. تنها راه نجاتتان از این وضعیت، متقاعد ساختن همكارانتان و هر شخص دیگری است كه قادر به آسیب‌رساندن به برنامه‌های شما می‌باشد. اما خبر خوب، این است كه به زودی همه مدیرشان را خواهند پذیرفت.

مدیریت موفق

البته برای این كار مقدماتی لازم است. برای مثال وقتی كه شركت یونی پارك قصد معرفی روش‌های مدیریت ژاپنی را به طرح آكسفورد داشت، گروه كوچكی را برای كار به ژاپن فرستاد.

بعد از بازگشت از ژاین، این افراد به علت اطاعتشان از مدیریت، توسط همكارانشان مورد تمسخر قرار گرفتند، اما این تیم به خوبی شكل گرفته بود و به نقاط مختلف دنیا و به جاهایی كه دانش جدیدی بود، فرستاده می‌شدند.

كم‌كم روش كار این گروه به تمامی كارخانه‌ها منتقل شد و همگی از آنها پیروی كردند. اكنون یونی پارك كارخانه جدیدی باز كرده است و موفقیتشان نیز به علت به ‌كارگیری استعداد و آموخته‌هایشان در سطوح پایین كارخانه است. البته همیشه هم نمی‌توان ایده مدیریتی برای زمینه‌های مختلف پیدا كرد.

3- سه وظیفه یك مدیر

مدیر یك گروه سه وظیفه مهم دارد كه باید آن ها را انجام دهد. این وظایف از قرار زیر می‌باشند:

1-طراحی: مدیر باید چشم‌انداز بلند مدت گروه را طراحی كند. این كار میزان ترقی و افزایش توانایی شما را نشان می‌دهد در زمان تأسیس گروه، چشم‌اندازی از اهداف گروه طراحی می‌شود و مدیر باید كاملاً خردمندانه گروه را برای رسیدن به اهداف رهبری كند. با توجه به اهداف احتمالی ناشی از برنامه‌های مختلف، مدیر بهترین و بهینه‌ترین برنامه را انتخاب كرده و به ‌كار می‌گیرد. مدیر با شمارش نیازمندی‌های مختلف پروژه، از تكرار آن ها، بروز مشكلات و بالاخره تأخیر در انجام پروژه جلوگیری می‌كند.

2-تهیه كنندگی: مدیر به تمامی اطلاعات و لوازم مورد نیاز دسترسی دارد. اغلب مدیران دسترسی به وسایلی دارند كه دیگر اعضا  اجازه استفاده از آن ها را ندارند. این قانون آسانی برای مدیران است، زیرا كس دیگری این اجازه را ندارد. این ویژگی است كه مدیر را از دیگران متمایز می‌كند. مدیر باید جهت كار با وسایل و كمك به دیگران، تمرین كند.

3-پشتیبانی كننده: تیم كاری نیاز به سدی جهت برخورد با تخیلات مدیران شركت دارند. در هر شركتی كم‌كاری و كوتاهی‌هایی وجود دارد كه در روش‌های تحریفی كار به وجود می‌آید و باعث انحراف مسائل مهم‌كاری می‌شود. مدیر باید با این انحرافات برخورد كند و تیم را در برابر این انحرافات محافظت كند. اگر پروژه‌ای به تیم شما سپرده شود، مسئول به نتیجه رساندن آن هستید.

مدیریت موفق

بدین ترتیب هیچ‌كاری برای تیم شما غیرممكن نخواهد بود. اگر یكی از اعضای تیم طرح خوبی ارائه كرد، باید از درك و دانش تیم خود از نتیجه كار مطمئن شوید. اگر در تیم شما شخصی وجود دارد كه كارها انجام نمی‌دهد، از تیم اخراجش كنید.

رسمی‌تر رفتار كنید. رسمی بودن باعث آسانی كارتان می‌شود. اگر رسمی نباشید، نتایج متفاوتی به دست می‌آورید.

4- رویا، ارزیابی، ذوق

باید از آینده كارتان رویایی داشته باشید و آن را به اعضا تیم نیز انتقال دهید. ارزیابی  نیاز به تعدادی كد تمرینی دارد كه باعث پشتیبانی و افزایش هماهنگی تیم می‌شود.

شادی بخش‌ترین روش برای دوست داشتنی كردن كار، ایجاد اشتیاق در اعضای تیم است. اگر برای مهیج كردن كارتان فكری نكنید، حتماً به مشكل بر می‌خورید. از اشتیاق به عنوان جسارت و بی‌پروایی نیز یاد می‌شود.

یكی از مهم‌ترین خصوصیات نتیجه بخش مدیران رویا است و در مفاهیم مدیریت نوین مطالب زیادی برای این ویژگی ارائه شده است. البته نویسندگان مختلف، برداشت‌های گوناگونی از رویا ارائه كرده‌اند. یكی از كاربردهای رویا، پیش‌بینی وضعیت بازار توسط مدیر است.

معنای رویایی كه شما به عنوان مدیر باید داشته باشید، روشی است كه در آینده باید به كار بگیرید. لازم نیست كه چیزی را پیش بینی كنید، فقط هر كاری را با امید انجام دهید.

این باعث تمركز فعالیت‌های تیم می‌شود و انگیزه تیم را برای مدت زمانی طولانی حفظ می‌كند بدین ترتیب تیم را متحد می‌كند. رویا هیجانی را برای تیم به وجود می‌آورد و باعث رسیدن آنان به اهداف می‌شود. در این زمینه شما دو چیز را باید بكار بگیرید:

1.                   شما نیاز دارید كه درباره محل رهبری تیم  تصمیم‌گیری كنید.

2.                   برای استفاده تیم از رویایتان باید با آنها در تماس باشید.

بیان رویا به سادگی نوشتن حروف قرمز رنگ بزرگ بر روی دیوار اداره نیست، اما باعث می‌شود كه تیم شما را درك كند و با شما در رویایتان شریك شود. در بدترین حالت، رویا یك راهنما برای تصمیم‌گیری‌ها و اقدامات تیم است. اكنون، رویا مفهوم پیچیده‌تری است و درك و تعریف آن سخت‌تر است؛ رویا یا حالت غیرقابل تعریف است مانند تقسیم بر صفر.

اما راه دیگری جهت كمك به برقراری ارتباط با رویایتان وجود دارد؛ بعد از این كه رویایتان را انتخاب كردید، آن را به وسیله اهداف به نام مأموریت توضیح دهید كه با ایجاد دستور‌العمل‌های اداری هدایت می‌شود.

یك مأموریت، دو خصیصه مهم دارد:

1.                   انجام مأموریت سخت است ولی با تلاش كافی قابل دسترسی است.

2.                   بعداز انجام مأموریت باید بتوانید آن را بازگو كنید.

برای نگهداری این نیروی جنبشی، باید یك بازه زمانی مشخص كنید تا افراد در فشارهای ابتدایی فرصت استراحت بیشتری داشته باشند. حوزه رویایتان بستگی به نگرش شما به ساختار مدیریت و محدودیت زمانی دستور‌العمل‌های مأموریت دارد.

مدیریت موفق

هدایت شركت‌های چند ملیتی نیاز به نگاهی طولانی‌تر به آینده دارد، حتی ممكن است طراحان استراتژی‌ای برای  25 سال آینده ارائه دهند و بعد نیروهای جدیدی را برای  2 تا  3 سال جذب كنند. بنابراین مدیر جدید به یك مأموریت جهت كار  2 تا  3 سال نیاز دارد.

اگر مأموریتی به شما محول شد، به جای آنكه به توانایی و كارهایی كه قادر به انجام آنها هستید فكر كنید، به كیفیت انجام مأموریت فكر كنید. جنبه‌های مختلف مدیریت‌های بزرگ برای تمامی مدت سرمشقی برای تمامی مأموریت‌ها نیست.

در هنگام طراحی دستورات مأموریت‌های پروژه، سعی كنید كه بر طبق رویایتان طراحی را انجام دهید. بدین ترتیب خروجی كارتان چیزی است كه انتظارش را دارید. توجه داشته باشید كه انتظارات شما بر اساس انگیزه‌های شخصی صادقانه باشد.

به طور كلی، رویا باید بی‌پایان و بدون محدودیت زمانی باشد. این امر باعث دستیابی به دستور‌العمل‌های مأموریت می‌شود. مثلاً رویای والت‌‌دیزنی شاد كردن مردم است. به عنوان یك مدیر، رویای شما باید كمی محدودتر باشد. مثلاً انجام با اشتیاق كارهای محوله.

هیچ راهی برای ارائه عمومی رویایتان یا اعلان آن وجود ندارد. برخی از كارها در حال حاضر رایج هستند و باعث جلب خشنودی یا ناخشنودی دیگران می‌شود. اگر رویایتان به وسیله گفته‌ها و كارهایتان با گروه رابطه برقرار نكرد، خودتان هم از آن استفاده نكنید. باید رویایتان را بشناسید و تمام تصمیمات خود را براساس آن انجام دهید.

برای انجام هر كاری باید پیش‌بینی‌های لازم را انجام دهید. پیش‌بینی دورنمایی از آینده كار است. باید از رویدادهای خارجی كه بر روی گروه تأثیرگذار است، آگاه باشید. نكته اساسی اطلاعات است و سه نوع مختلف دارد:

1.                   اطلاعات شنیداری مانند جلسات

2.                   اطلاعات كه جمع‌آوری می‌كنند مانند نمودارهای اقتصادی

3.                   اطلاعات استنباطی

اطلاعات یكی از حیاتی‌ترین اصول كار است. اگر مدیر اطلاعات جامعی از سیستم در اختیار داشته باشد، با سرعت بیشتری می‌تواند تصمیمات لازم را اتخاذ كند.

بیشتر مشكلات  توسط شركت در هنگام ایجاد یك فعالیت جدید برای شما و تیم‌تان ایجاد می‌شود. اجازه دهید به صورت دیگری برایتان توضیح دهیم؛ اگر دقت نكنید، درگیر قوانین خودتان می‌شوید. بعد از هر جلسه مهمی كه مدیرتان برگزار می‌كند، درباره مطالب جلسه به‌طور خصوصی با او گفت‌وگو كنید.

نیاز به كاربردن ترفند خاصی نیست، فقط چند سؤال از او بپرسید و به جواب‌ها به دقت گوش كنید. ایده‌ها و پیشنهادیتان را با حالتی كه به مدیر درباره آینده به او اطمینان دارید، ارائه دهید. با افراد قسمت‌های دیگر نیز صحبت كنید، البته منشی‌ها را فراموش نكنید زیرا منشی‌ها اولین اشخاصی هستند كه از چیزی مطلع می‌شوند.

برخی از افراد این كار را خیلی دوست دارند، این‌كار شبیه عملكرد سیاستمداران یا سرویس‌های جاسوسی است، و برخی  نیز به دلایلی این كار را دوست ندارند و كار جمع‌آوری اطلاعات را باید با وسواس زیادی انجام دهند.

البته جمع‌آوری اطلاعات به تنهایی كافی نیست؛ اطلاعات جمع‌آوری شده را باید پردازش كنید. از این اطلاعات جهت پیش‌بینی مراحل بعدی و تغییرات مربوطه استفاده می‌شود.

اگر نمودار فروش محصولی تنزل پیدا كند و شما در بخش توسعه مشغول هستید، باید به سراغ بخش برنامه‌ریزی بروید، اگر در قسمت فروش كالا هستید، در بخش اجرایی شركت به جست‌وجو بپردازید.

اگر در قسمت فروش كالا هستید، پرسش‌‌نامه‌ای تهیه كنید و به سراغ سطوح قیمت‌گذاری بروید؛ حال می‌توانید اطلاعات را مرور كنید.

روش دیگر جمع‌آوری اطلاعات، روشی به نام بازی «چه می‌شد اگر» است. راه‌های علمی زیادی برای این روش وجود دارد، اما بنابر دلایلی شما فرصت كافی جهت آنها را در اختیار ندارید. كار اصلی شما و تیم‌تان تهیه یك پرسش‌نامه و به‌كارگیری آن است.

مدیریت موفق

سؤال اصلی كه باید پرسیده شود، این است كه «كجای كار را اشتباه كردیم؟» و بعد از این برخی را تنبیه و برخی دیگر را تشویق كنید. در كنار آن نیز زمانی را جهت تفكر اختصاص دهید.

این كار را «برنامه‌ریزی احتمالات» بنامید و تمامی نكات را در دفترچه یادداشت روزانه خود ثبت كنید.

یكی از مشكلات مدیریت، به موقع جواب ندادن به پرسش‌ها است. البته مشكلی برایتان پیش نمی‌آید، زیرا جواب‌های مشابهی را در موقعیت‌های دیگر پیدا می‌كنید؛ اما این كار اشتباه است، زیرا هر موقعیتی و هر شخصی جواب مخصوص به خود را دارد.

شما به عنوان یك مدیر در مورد هر وضعیتی باید دید شفافی داشته باشید. تجربیات شخصی‌تان بهترین راهنما برای تحلیل مشكلات است.

حتی اگر یافتن جواب آسان باشد، باید برای پیدا كردن جواب‌های گوناگون دیگر تلاش كرد. با  تلاش و‌ جست ‌و جو بر روی  مدل‌های استاندارد، با مدل‌های كمكی جدید و بالقوه‌ای آشنا خواهید شد.

اگر این كار را انجام ندهید، مجبورید روش‌های قدیمی را تكرار كنید كه این امر باعث خستگی می‌شود. هر چه بیشتر تلاش كنید با روش‌های جدید‌تری آشنا می‌شوید. البته این فقط یك روش آكادمیك تمرینی برای یافتن بهترین جواب نیست. نكته قابل توجه، تغییر مداوم موقعیت‌ها و محیط‌ها است؛ این تغییرات بر اثر ایجاد و تغییرات تكنولوژی پیشرفته رخ می‌دهد.

اگر شما  نیز به صورت مداوم خودتان و روش‌تان را با این تغییرات سازگار نكنید، نتیجه روش‌هایتان چیزی به جز یك تقریب ساده نخواهد بود. یكی از موانع انعطاف‌پذیری ركود و از دست دادن انگیزه است. این اتفاق در اثر كاهش انگیزه به وجود می‌آید.

بدون آنكه از اهداف اصلی خود دور شوید، انگیزه گروه را با تغییر در تمركز كاریتان بالا ببرید. این كار را می‌توانید با توسعه كیفی كار، دستورات مأموریت‌ها، ایجاد فعالیت‌هایی برای گروه، تغییر اختیارات و... انجام دهید. شما باید در نحوه افزایش انگیزه و پیامدهای جدید آن تصمیم‌گیری كنید. به علاوه تمركز زیاد بر روی موضوعی باعث كاهش كارایی و انگیزه می‌شود.

با روانكاوی خودتان، ایده‌های جدیدی برای افزایش انگیزه‌ تیم‌تان پیدا خواهید كرد. بدین ترتیب ایده‌هایی به دست می‌آورید و در مدت زمان انجام پروژه با روش‌های مبتكرانه بیشتری می‌توانید به كار بگیرید.




نوشته شده در تاریخ جمعه 14 خرداد 1389 توسط سعید حاج حیدری
درباره وبلاگ
نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :