تبلیغات
بورس ژاپن - لندن - امریکا- فارکس
 . کنجکاوی را دنبال کنید

“من هیچ استعداد خاصی ندارم .فقط عاشق کنجکاوی هستم “

چگونه کنجکاوی خودتان را تحریک می کنید ؟ من کنجکاو هستم. مثلا پیدا کردن علت اینکه چگونه یک شخص موفق است و شخص دیگری شکست می خورد .به همین دلیل است که من سال ها وقت صرف مطالعه موفقیت کرده ام . شما بیشتر در چه مورد کنجکاو هستید ؟......

پیگیری کنجکاوی شما رازی است برای رسیدن به موفقیت.

۲ .پشتکار گرانبها است

“من هوش خوبی ندارم، فقط روی مشکلات زمان زیادی میگذارم”

تمام ارزش تمبر پستی توانایی آن به چسبیدن به چیزی است تا زمانی که آن را برساند.مانند تمبر پستی باشید ؛ مسابقه ای که شروع کرده اید را به پایان برسانید .

با پشتکار می توانید به مقصد برسید.


 

۳ .تمرکز بر حال

“مردی که بتواند در حالی که دختر زیبایی را می بوسد با ایمنی رانندگی کند ، به بوسه اهمیتی را که سزاوار آن هست نمیدهد “

پدرم به من می گفت نمی توانی در یک زمان بر ۲ اسب سوار شوی .من دوست داشتم بگویم تو می توانی هر چیزی را انجام بدهی اما نه همه چیز .یاد بگیرید که در حال باشید.تمام حواستان را بدهید به کاری که در حال حاضر انجام میدهید.

انرژی متمرکز، توان افراد است، و این تفاوت پیروزی و شکست است .


 

۴ .تخیل قدرتمند است .

“تخیل همه چیز است .می تواند باعث جذاب شدن زندگی شود .تخیلی به مراتب از دانش مهم تر است “

آیا شما از تخیلات روزانه استفاده می کنید ؟ تخیل از دانش مهم تر است ! تخیل شما پیش نمایش آینده شما است .نشانه واقعی هوش دانش نیست ، تخیل است.

آیا شما هر روز ماهیچه های تخیلتان را تمرین می دهید ؟اجازه ندهید چیزهای قدرتمندی مثل تخیل به حالت سکون دربیایند.


 

۵ .اشتباه کردن

“کسی که هیچ وقت اشتباه نمی کند هیچ وقت هم چیز جدید یاد نمیگیرد “

هرگز از اشتباه کردن نترسید .اشتباه شکست نیست .اشتباهات شما را بهتر،زیرک تر و سریع تر می کنند، اگر شما از آنها استفاده مناسب کنید . قدرتی که منجر به اشتباه می شود را کشف کنید .

من این را قبل گفته ام ،و اکنون هم می گویم ، اگر می خواهید به موفقیت برسید اشتباهاتی که مرتکب می شوید را ۳ برابر کنید .


 

۶ .زندگی در لحظه

“من هیچ موقع در مورد آینده فکر نمی کنم ،خودش بزودی خواهد آمد”

تنها راه درست آینده شما این است که در “همین لحظه ” باشید .

شما زمان حال را با دیروز یا فردا نمی توانید عوض کنید .،بنابراین این از اهمیت فوق العاده برخوردار است، که شما تمام تلاش خود را به زمان جاری اختصاص دارید .این تنها زمانی است که اهمیت دارد ، این تنها زمانی است که وجود دارد .


 

۷ .خلق ارزش

“سعی نکنید موفق شوید ، بلکه سعی کنید با ارزش شوید “

وقت خود را به تلاش برای موفق شدن هدر ندهید،وقت خود را صرف ایجاد ارزش کنید .اگر شما با ارزش باشید ،موفقیت را جذب می کنید

استعدادها و موهبت هایی که دارید را کشف کنید ، بیاموزید چگونه آن استعدادها و موهبت های الهی را در راهی استفاده کنید که برای دیگران مفید باشد .

تلاش کنید تا با ارزش شوید و موفقیت شما را تعقیب خواهد کرد .


 

۸ .انتظار نتایج متفاوت نداشته باشید.

“دیوانگی : انجام کاری دوباره و دوباره و انتظار نتایج متفاوت داشتن “

شما نمی توانید کاری را هر روز انجام دهید و انتظار نتایج متفاوت داشته باشید ،به عبارت دیگر، نمی توانید همیشه کار یکسانی (کارهای روزمره) را انجام دهید، و انتظار داشته باشید متفاوت به نظر برسید.برای اینکه زندگی تان تغیر کند، باید خودتان را تا سر حد تغییر افکار و اعمالتان متفاوت کنید، که متعاقبا زندگی تان تغییر خواهد کرد.


 

۹ .دانش از تجربه می آید .

“اطلاعات به معنای دانش نیست . تنها منبع دانش تجربه است “

دانش از تجربه می آید . شما می توانید درباره انجام یک کار بحث کنید ، اما این بحث فقط دانش فلسفی از این کار به شما می دهد .شما باید این کار را تجربه کنید تا از آن آگاهی پیدا کنید .تکلیف چیست ؟ دنبال کسب تجربه باشید !

وقت خودتون رو صرف یادگرفتن اطلاعات اضافی نکنید .دست بکار شوید و دنبال کسب تجربه باشید .


 

۱۰ .اول قوانین را یاد بگیرید بعد بهتر بازی کنید.

“اگر شما قوانین بازی را یاد بگیرید از هر کس دیگر بهتر بازی خواهید کرد”

۲ گام هست که شما باید انجام بدهید .اولین گام این است که شما باید قوانین بازی که می کنید را یاد بگیرید ،این یک امر حیاتی است.گام دوم این که شما باید بازی را از هر فرد دیگری بهتر انجام بدهید .اگر شما بتوانید این ۲ گام را انجام دهید موفقیت از آن شما می شود .

 




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 31 خرداد 1391 توسط سعید حاج حیدری
موفق‌ترین افراد دنیا یک خصوصیت مشترک دارند: طرز فکرشان با دیگران فرق دارد. چون ما هم باور داریم که تفکر هوشمندانه زندگی را تغییر می‌دهد، در اینجا به ١٥ مورد از بهترین طرز فکرهای افراد موفق اشاره می‌کنیم....

١) فکر کردن یک نظم است. اگر می‌خواهید در آن بهتر شوید، باید روی آن کار کنید.

می‌توانید برای برنامه‌ریزی فکر کردنتان وقت بگذارید مثلاً هر دو هفته یک بار یک نصفه روز، هر یک ماه یک روز کامل و هر سال یک تا دو روز کامل.

 

٢) ببینید انرژی‌تان را باید کجا متمرکز کنید، و بعد از قانون ٢٠/٨٠ استفاده کنید.

٨٠ درصد از انرژی‌تان را به ٢٠ درصد از مهم‌ترین فعالیت‌هایتان اختصاص دهید. یادتان باشد که نمی‌توانید در آنِ واحد همه جا باشید، همه را بشناسید و همه کاری انجام دهید. و از انجام همزمان چند کار اجتناب کنید: ممکن است کارایی شما را به ٤٠ درصد برساند.

 

٣) افراد موفق خود را در معرض ایده‌ها و آدم‌های مختلف قرار می‌دهند.

آنها سعی می‌کنند بیشتر وقتشان را با کسانی بگذرانند که آنها را به چالش می‌کشند.

 

٤) ایده داشتن یک چیز است، دنبال کردن آن چیزی دیگر.

ایده‌ها تاریخ مصرف کوتاهی دارند. باید قبل از این که تاریخ انقضای آنها فرا برسد، آنها را عملی کنید.

 

٥) افکار برای ایجاد شدن نیاز به زمان دارند. اولین چیزی که به ذهنتان می‌رسد را انجام ندهید.

آخرین باری که ساعت ٢ صبح یک فکر عالی به سرتان زد و وقتی صبح از خواب بیدار شدید به نظرتان احمقانه می‌رسید، را به خاطر دارید؟ افکار تا زمانی که ماده دارند باید شکل داده شوند و باید مورد بازجویی و سوال قرار گیرند.

 

٦) افراد باهوش با افراد باهوش دیگر همفکری می‌کنند.

فکر کردن با دیگران نتایج بهتری در بر خواهد داشت. مثل این می‌ماند که به خودتان یک راه میان‌بر بدهید. به همین خاطر است که جلسات طوفان مغزی تا این اندازه موثر هستند.

 

٧) تفکر عامه‌‌ پسند را رد کنید (که معمولاً یعنی اصلاً فکر نکرده‌اید).

خیلی از آدم‌ها وارد عمل می‌شوند با امید این که به فکر بقیه خوب برسد. برای این که از وضعیت خارج شوید باید اول با احساس ناراحتی کردن کنار بیایید. همچنین به خاطر داشته باشید که همین الان آدم‌های دیگری هستند که سعی دارند برای خودشان فکر کنند و آنها هستند که موفق‌اند.

 

٨) بهترین متفکران از قبل برنامه‌ می‌ریزند، درحالی که برای افکار ناگهانی نیز جا می‌گذارند.

وقتی با استراتژی وارد عمل شوید، احتمال خطا پایین می‌آید. داشتن افکار مبهم از این که کجا هستید و دوست دارید چه کاری انجام دهید، شما را به هیچ کجا نمی‌رساند. کلید استراتژیک بودن: ١. موضوع را خرد کنید. ٢. بپرسید چرا این مشکل باید حل شود. ٣. موارد کلیدی را مشخص کنید. ٤. منابع‌تان را مرور کنید. ٥. افراد مناسب را در جای مناسب قرار دهید. هنری فورد می‌گوید، "هیچ چیز سخت نیست اگر آن را به اجزای کوچکتر تقسیم کنید."

 

٩) برای متفاوت فکر کردن، باید کارهای مختلفی انجام دهید.

راه ‌های جدیدی برای انجام کارتان پیدا کنید، با آدم‌های جدید آشنا شوید، حتی کتاب‌هایی را بخوانید که فکر می‌کنید خسته کننده هستند. رمز کار این است که با ایده‌ها و سبک‌های زندگی جدید آشنا شوید.


١٠) برای تقدیر از ایده‌های دیگران، باید به ایده‌های دیگر احترام بگذارید.

نمی‌توانید فکر کنید که همیشه حق با شماست. باید به نظرات دیگر هم فرصت دهید.

 

١١) برای هر روزتان و زمان‌هایی که افراد دیگر را ملاقات می‌کنید، برنامه و موضوع داشته باشید.

بیشتر آدم‌ها فقط برای روزشان برنامه‌ریزی می‌کنند. متفکران برای برنامه‌ریزی هفته، ماه و اهداف بلندمدت‌شان وقت می‌گذارند و بعد آن را دنبال می‌کنند. همچنین بدون موضوعی برای حرف زدن وارد جلسات، مهمانی‌ها و قرارهای ملاقات نمی‌شوند. قبل از این که وارد چنین موقعیت‌هایی شوند، تصمیم می‌گیرند که از آدم‌ها یاد بگیرند. تفکر انعکاسی در مهارت‌های تصمیم‌گیری‌تان به شما رویکرد و اعتمادبه‌نفس می‌دهد. اگر تفکر انعکاسی نداشته باشید، بیشتر از آنچه که فکر می‌کنید شما را عقب می‌کشد.

 

١٢) بر حرف‌های منفی که با خودتان می‌زنید غلبه کنید. برنده‌ها با عباراتی مثل "من می‌توانم" حرف می‌زنند.

افراد باهوش محدودیت‌ها را نمی‌بینند. آنها امکانات را می‌بینند. سام ایوینگ قهرمان سابق بیسبال می‌گوید، "هیچ چیز شرم‌آورتر از این نیست که ببینید کسی کاری را انجام می‌دهد که شما می‌گفتید غیر ممکن است."

 

١٣) افراد خلاق خود را وقف ایده‌ها می‌کنند.

آنها ابهامات را در آغوش می گیرند و از شکست نمی‌ترسند و با افراد خلاق دیگر نشست و برخاست می‌کنند.

 

١٤) افراد خوشبین نمی‌توانند متفکرانی واقعبین باشند.

داشتن رویکرد واقع بینی به شما این امکان را می‌دهد آن قدر به یک مشکل نزدیک شوید که بتوانید آن را بشکافید. روبه‌رو شدن با عواقب احتمالی هم به شما کمک می‌کند کارامدتر باشید و به شما اعتبار بیشتر می‌دهد. برای این که متفکری واقع‌بین‌تر باشید، باید: ١. از واقعیت تقدیر کنید. ٢. کارتان را انجام دهید و واقعیات را به دست آورید. ٣. نقاط مثبت و منفی آن را بسنجید. ٤. بدترین حالت ممکن را در نظر بگیرید. ٥. تفکرتان را با منابعتان هم‌تراز کنید.


١٥) خیلی مهم است که آخر روز به یاد بیاورید که می‌توانید طرز فکرتان را عوض کنید.

این که یاد بگیرید چطور در فکر کردن استاد شوید باعث می‌شود تفکری پر بازده داشته باشید. اگر بتوانید این خصوصیت را در خود ایجاد کنید طوری که به عادت همیشگی‌تان تبدیل شود، تمام طول زندگی فردی موفق خواهید شد. افراد باهوش تصمیمات خوب می‌گیرند.


منبع : Gevo Group



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 31 خرداد 1391 توسط سعید حاج حیدری
اینكه هدف فرد از سرمایه‌گذاری تنها به دست آوردن پول نباشد و اساسا علاقه‌ای بین او و مقوله سرمایه‌گذاری به وجود بیاید، از جمله عوامل مهم موفقیت ثروتمندان مشهور دنیا است.ثروتمندان موفقی همچون وارن بافت بارها تاكید كرده‌اند كه به سرمایه‌گذاری در بازار سهام علاقه‌مند بوده‌اند تا جایی كه این سرمایه‌گذار مشهور در سال 2008 اظهار كرد: «تا زمانی كه زنده هستم، به سرمایه‌گذاری ادامه می‌دهم».
مجله تایم در این خصوص می‌نویسد: از آقای راپرت مرداچ، رییس‌ موسسه نیوز، پرسیده شد كه در صورت بازنشسته شدن، چه كاری انجام خواهد داد. او پاسخ داد: «فورا می‌میرم.»
ثروتمندان چرا هنوز كار می‌كنند؟
وارن بافت و جورجی شوارتز، هر دو به اندازه‌ای ثروتمند هستند كه در صورت تمایل می‌توانند حتی از تختخواب خود نیز بیرون نیایند. در حالی كه آنها احتمالا نمی‌توانند تمام دارایی خود را خرج كنند، پس چه عاملی باعث تحریك آنها در به دست آوردن پول بیشتر می‌شود؟ چه عاملی به آنها انگیزه فعالیت می‌دهد؟
پاسخ این است كه سرمایه‌گذار خبره همواره برای اشتیاق و كامیابی خود، سرمایه‌گذاری می‌كند و نه برای پول. سرمایه‌گذار بازنده به واسطه پول، انگیزه پیدا می‌كند و تصور می‌كند كه سرمایه‌گذاری راهی سریع برای دستیابی آسان به ثروت است.
اگر شما در میان جنگل در حال قدم زدن باشید و ناگهان با یك ببر مواجه شوید، آن گاه ‌ترس باعث می‌‌شود تا با سرعت هر چه بیشتر بدوید. اما هنگامی كه به مكانی امن می‌رسید دیگر دلیلی برای دویدن وجود ندارد. این نوع انگیزه، همچون یك باطری می‌ماند كه روی آن تاریخ مصرف چسبانده شده است. پس از آن تاریخ، كاربردی ندارد و نیروی خود را از دست می‌دهد. این نوع انگیزه، شما را به دنبال كردن هدف در یك بازه زمانی بلندمدت، همچون یك عمر، تحریك نخواهد كرد.
برای چنین كاری، نیازمند انگیزه‌ای هستید كه شما را به سوی هدفی سوق دهد و اگر این هدف، هدفی ثابت همچون میلیونر شدن یا دویدن یك مایل در چهار دقیقه باشد، آن گاه زمانی كه به هدف خود می‌رسید، این انگیزه قدرت تحریك كنندگی خود را از دست می‌دهد.
با سرمایه‌گذاری تفریح كنید
اگر كاری كه انجام می‌دهید در شما انگیزه ایجاد كند، در آن صورت هر میزان پولی كه در هنگام دنبال كردن اهدافتان به‌دست می‌آورید، تنها یك اثر جانبی خواهد بود. درك انگیزه وارن بافت آسان است: او فقط به دنبال تفریح است. «هیچ شغلی در جهان لذت بخش‌تر از اداره بركشایر نیست و من خودم را خوش شانس می‌دانم كه در چنین جایگاهی هستم.» تفریح و لذت برای بافت این است كه هر روز در دفترش باشد، حجم زیادی از گزارش‌های سالانه را بخواند، با افراد پر شور و هیجان كار كند، و پول درآورد و شاهد رشد آن باشد.
همان طور كه او می‌گوید: «اگر شما ورزشكاری را بیابید كه در رشته خود موفق است، اما چنین شخصی پس از آنكه ثروت كافی برای تامین زندگی خود كسب كند، دیگر به قصد كسب پول به فعالیت ادامه نمی‌دهد. حدس من این است كه اگر یك دونده بالاترین دستمزد را در رشته ورزشی خود بگیرد و بالاترین ركورد را كسب كند، غمگین خواهد بود. اما اگر كمترین دستمزد را بگیرد و ركورد خود را بشكند، بسیار شادمان خواهد بود. این احساسی است كه من در مورد شغل خود دارم. پول، پیامد جانبی كاری است كه علاقه‌مند هستم آن را به بهترین نحو انجام دهم.»
پول، فقط وسیله‌ای است كه به واسطه آن وارن بافت می‌تواند میزان كیفیت انجام كاری را كه عاشقانه دوست دارد، اندازه‌گیری كند. او زمانی به سهامداران گفت: «ما (چارلی و من) برای حفظ این شغل باید بهایش را بپردازیم». با توجه به اینكه دستمزد بافت فقط 100.000 دلار در سال می‌باشد، او به معنای واقعی این بها را می‌پردازد. اگر بركشایر یك صندوق تعاونی معمولی بود كه دستمزدی معادل یك درصد به مدیریت خود می‌پرداخت، با توجه به دارایی 67میلیارد دلاری آن، بافت ٧٧۶ میلیون دلار در سال می‌گرفت. این كار او، صرفه جویی بزرگی است.
همچون بافت، شوارتز نیز به پول علاقه‌مند است، «همان‌طور كه یك مجسمه‌ساز باید به خاك رس یا برنز علاقه‌مند باشد. پول، چیزی است كه با آن كار می‌كند.» شوارتز نیز به مانند مجسمه ساز بر نتیجه كار متمركز می‌شود و نه بر مواد سازنده.
سرمایه‌گذاری موفق، خسته‌كننده است!
اما انگیزه اصلی شوارتز برای سرمایه‌گذاری با انگیزه بافت بسیار متفاوت است. او در مورد این كه سرمایه‌گذاری نوعی لذت است، با بافت هم عقیده نیست. او می‌گوید «اگر سرمایه‌گذاری برای شما سرگرم‌كننده است، پس شما احتمالا هیچ سودی از آن كسب نمی‌كنید. سرمایه‌گذاری خوب، فعالیتی خسته‌كننده است.»
سرمایه‌گذاری، انگیزه اصلی شوارتز نیست، در حالی كه در مورد بافت چنین است. شوارتز به مانند یك دانش آموز این تصور را در ذهن داشت كه به روشنفكری مشهور همچون كینز، پاپر یا حتی انیشتین بدل شود. این انگیزه است كه امروز همچنان شوارتز را به پیشرفت‌ترغیب می‌كند. او سال های ابتدایی حرفه‌اش به عنوان مدیر صندوق را به عنوان «دوره‌ای بسیار اشتیاق آور و پویا» توصیف می‌كند، به گونه‌ای كه شوارتز شروع به استفاده از نظریات فلسفی خود در دنیای واقعی كرد.
شوارتز در كتاب كیمیا‌گری امور مالی می‌نویسد: در ده سال اول حرفه تجاری خود خرید و فروش اوراق بهادار نوعی بازی بود كه بدون هیچ‌گونه تلاش جدی به آن مشغول بودم. هنگامی كه مدیریت صندوق را بر عهده گرفتم، شرایط كاملا تغییر كرد. تمام سرمایه‌ام را در زمینه‌ای سرمایه‌گذاری كردم كه به آن اعتقاد داشتم و توانایی جدا شدن از تصمیمات سرمایه‌گذاری خود را نداشتم. مجبور بودم تا از تمام منابع فكری خود استفاده كنم و در كمال تعجب و خشنودی، متوجه شدم كه نظریات من بسیار خوب كار می‌كنند. شاید اغراق باشد كه بگویم مبنای موفقیت من این نظریات بودند، اما هیچ ‌تردیدی وجود ندارد كه آنها شور و اشتیاق زیادی در من ایجاد كردند.البته برخی از نوشته‌های شوارتز (همچون كیمیاگری امور مالی)، تا حدی مبهم بود كه افراد بسیار كمی قادر به درك آنها بودند. بنابراین، تعجبی ندارد كه چهره‌های دانشگاهی هیچ اعتنایی به او نمی‌كنند. از سوی دیگر بسیاری از افراد خبره در سرمایه‌گذاری نمی‌توانند درك كنند كه او برای رسیدن به چه چیزی تلاش می‌كند.وارن بافت هم سرنوشت چندان بهتری در میان دانشگاهیان نداشته است؛ هرچند كه نوشته‌های او كاملا واضح و درك روش سرمایه‌گذاری او بسیار آسان‌تر و فلسفه او الهام گرفته از مشهورترین چهره دانشگاهی در سرمایه‌گذاری یعنی بنجامین گراهام است.اگر بخواهیم انصاف را رعایت كرده باشیم، باید اضافه كنیم كه بر خلاف موفقیت‌های دانشگاهی فوق‌العاده گراهام، امروزه نظریات او در میان دانشگاهیان توجه چندان بیشتری را، نسبت به نظریات بافت، به خود اختصاص نمی‌دهد. یك دلیل احتمالی آن این است كه همچون شوارتز، گراهام فلسفه سرمایه‌گذاری خود را از دنیای واقعی گرفته (و در دنیای واقعی آزمایش كرده است) و این كار را به صورت موفقیت‌آمیز انجام داده است. یكی از دلایل اصلی كه شوارتز و بافت، هر دو پول بسیار زیادی جمع كرده‌اند، این است كه هدف اصلی آنها هرگز پول جمع كردن نبوده است. اگر عامل‌ترغیب‌كننده آنها پول بود، مدت‌ها پیش از آنكه میلیاردر شوند، متوقف می‌شدند. در واقع، خود بافت می‌گوید كه در سال ١٩۵۶، یعنی پیش از آنكه حتی حرفه سرمایه‌گذاری خود را آغاز كند، به اندازه كافی پول داشته است كه بازنشسته شود.زمانی كه شوارتز در سال ١٩۸١ ظهور كرد، ثروتی بالغ بر ٢۵ میلیون دلار داشت. با این حال، موفق به انجام كار مورد علاقه خود در زندگی نشده بود. این دو سرمایه‌گذار خبره، هر دو به واسطه عشق به سرمایه‌گذاری به ادامه فعالیت خود ‌ترغیب شدند و این انگیزه همچنان آنها را كه در هفتمین دهه از زندگی خود هستند، ‌ترغیب می‌كند. آنها به عنوان یك پیامد جانبی، ثروت زیادی اندوخته‌اند اما برای آنها، پول در آوردن ابزاری برای رسیدن به هدف است و نه خود آن هدف.
www.bourse24.ir,com



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 27 فروردین 1391 توسط سعید حاج حیدری
احتمال صعود طلا تا قیمت 1720تا 1740  وجود دارد اما بعد از ان روند احتمالا روند ریزشی دوباره شروع شود و یک ریزش اساسی در طلا داشته باشیم که اهداف قیمت تا محدود 1540 و 1420 خواهد بود تاریخ مهمی هم وجود دارد و اون 14 مارس است
اعداد استخراج شده از مربع گن است
اعداد زرد رنگ سقف طلا است که شروع تحلیل بوده است و 166 کف اول ماست 1660
اعداد قرمز رنگ مقاومت های احتمالی است که دوباره شروع  به ریزش خواهد کرد بازار
اعداد سبز رنگ اهداف احتمالی طلا خواهد بود
http://img4up.com/up2/73349034653944169477.gif

http://img4up.com/up2/04702879077472620451.png




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 22 اسفند 1390 توسط سعید حاج حیدری

استیو جابز، لری پیچ، بیل گیتس و… همه اینها افراد موفق و هوشمند در دنیای فناوری به حساب می آیند. تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که این افراد چگونه فکر کرده اند و چطور توانسته اند به موفقیت شان برسند؟

شاید شما هم جزو کسانی باشید که علاقمند هستند پا به درون این دنیای بزرگ برای رقابت و پیشرفت بگذارید. اگر چنین است بد نیست با ۱۲ فرمول مهم برای پیشرفت در این مسیر آشنا شوید.


برای فکر کردن وقت بگذارید:
اگر می خواهید بهتر فکر کنید باید روی آن کار کنید و وقت بگذارید. باید در هفته یک زمان مشخص برای فکر کردن داشته باشید. اکثر افراد موفق و مدیران خوب بخشی از زمان شان را به فکر کردن اختصاص می دهند. برای مثال آقای دن کتی هر دو هفته یک بار، یک زمان نیم روز را به فکر کردن اختصاص میدهد و هر ماه یک روز کامل را به این کار اختصاص می دهد. همچنین او هر سال هم دو یا سه روز را به صورت کامل به فکر کردن اختصاص می دهد.


انرژی تان را در جای درست مصرف کنید:
از قانون ۸۰/۲۰ استفاده کنید. باید هشتاد درصد از انرژی تان را روی ۲۰ درصد کارهای مهم تر صرف کنید. فراموش نکنید که شما نمی توانید به همه چیز و همه کار برسید و مهم این است که درست انتخاب کنید.

مهم ترین کارها و اهداف را در زندگی تان مشخص کنید و هشتاد درصد از وقت و انرژی تان را به آن اختصاص دهید.


افراد باهوش خودشان را در مقابل تفکرات متفاوت قرار می دهند:
این مهم است که خودتان را در مقابل تفکرات و عقاید مخالف خودتان قرار بدهید. سعی کنید با کسانی ارتباط داشته باشید که تفکرات و ایده های شما را به چالش می کشند و با آنها مخالفت می کنند. این موضوع سبب می شود که اشکلات کار خودتان را بهتر پیدا کنید و تفکر منطقی تری داشته باشید.


ایده داشتن و عمل کردن: تفاوت از زمین تا آسمان
داشتن فکر خوب و ایده های زیاد شاید سخت نباشد. اما تمام آنها زمانی ارزش دارند که به آنها عمل کنید. رویا پردازی به تنهایی ارزش زیادی ندارد و کار شما وقتی ارزشمند است که به آنها عمل کنید. در طرف دیگر باید بدانید که هر ایده ای طول عمر خودش را دارد. اگر دیر برای اجرایش بجنبید ممکن است تاریخ مصرف اش گذشته باشد.


ایده های خام نیاز به پخته شدن دارند:
هیچ وقت دنبال ایده ای که ناگهانی به ذهن تان رسیده، نروید. کمی زمان بگذارید و روی آن فکر کنید. بسیاری از ایده های ناگهانی که در ابتدا طلایی به نظر میرسند، با ساعاتی تفکر به نظر خنده دار و غیر منطقی می آیند. هر ایده ای را باید تحت بررسی قرار بدهید و نکات مثبت و منفی اش را بررسی کنید. اگر در نهایت نتیجه مثبت بود آن وقت می توانید دنبالش بروید.


افراد باهوش با افراد باهوش می چرخند!
اگر می خواهید خوب فکر کنید سعی کنید در ارتباطات اجتماعی تان با افرادی زندگی کنید و سروکار داشته باشید که آنها هم خوب فکر می کنند و انسان های باهوش به شمار می آیند. کمک آنها سبب می شود که شما هم ایده ها و تفکرات بهتری را پرورش بدهید.

این جمله معروف را شنیده اید که «هر انسانی را می توان از روی دوستش شناخت؟» واقعیت این است که اطرافیان روی فکر کردن شما تاثیر می گذارند بنابراین آنها را با دقت انتخاب کنید.


عقاید عمومی را قبول نداشته باشید:
اگر عموم مردم چیزی را قبول داشته باشند دلیل نمی شود که شما هم آن را قبول کنید. در بسیاری از موارد اکثرا مردم موردی را بدون فکر کردن قبول می کنند چون افراد زیادی آن عقیده را قبول دارند. (که آن هم نتیجه فکر نکردن است) بسیاری از ایده های نو و محصولات با قبول نکردن تفکرات عامه به موفقیت رسیده اند. بنابراین در مورد هر ایده و عقیده ای خودتان فکر کنید و به تفکرات عامه توجه نداشته باشید.


برای اینکه متفاوت فکر کنید کارهای متفاوت انجام بدهید:
روش های متفاوتی برای انجام کارهایتان امتحان کنید. با افراد جدیدی آشنا شوید و کتاب های مختلفی بخوانید. حتی کتاب هایی که ممکن است به نظرتان خسته کننده بیایند. نکته در اینجا است که خودتان را در برابر جریان ایده ها و تفکرات مختلف قرار بدهید تا یک بعدی فکر نکنید.


ایده های شما همیشه درست نیست:
نباید این تفکر را داشته باشید که همیشه درست فکر می کنید و کار درست را انجام می دهید. برای نظرات دیگران هم ارزش قایل شوید و سعی کنید از اشتباه هایتان درس بگیرید. همه ما در زندگی مرتکب اشتباه های زیادی می شویم.


برای روزتان برنامه ریزی کنید:
افراد زیادی برای هر روزشان برنامه ریزی می کنند. اما افراد باهوش برای روز، هفته، ماه و آینده طولانی مدت شان برنامه مشخص دارند. کسی که دارای هدف و برنامه است هیچ کاری را بدون دلیل انجام نمی دهد. آنها حتی در مهمانی و تفریح هم به دنبال یادگیری و نزدیک شدن به هدف هایشان هستند.


«انجام میدهم» و «می توانم» افعال شما هستند
افراد خلاق خودشان را صرف ایده ها می کنند آنها از سختی کشیدن لذت می برند. از شکست ترسی ندارند و سعی می کنند با دیگر افراد خلاق ارتباط داشته باشند. می توان روی حرف آنها حساب کرد و منفی فکر نمی کنند. از نظر آنها مشکلات به راحتی قابل حل شدن است. هنری فورد جمله مشهوری دارد که می گوید: «انجام دادن هیچ کاری واقعا سخت نیست. اگر آن را به قطعات کوچکتر تقسیم کنی»


افراد خوشبین واقع گرا نیستند:
اگر ذاتا انسان خوشبینی باشید باید مراقب خودتان باشید. اگر فکر کنید که همه چیز به خوبی و درستی پیش میرود کاملا در اشتباه اید و وقتی متوجه می شوید که اتفاق های جبران ناپذیری افتاده است.

داشتن یک دیدگاه واقع گرا سبب می شود که هر چه سریع تر مشکلات را پیدا کنید و برای رفع آنها بکوشید. برا اینکه انسان واقع گرایی باشید باید ۱-واقعیت ها را قبول کنید ۲-به سختی تلاش کنید ۳-به مزایا و معایب هر چیزی فکر کنید ۴-به بدترین حالت ممکن در هر کاری فکر کنید و برایش برنامه ریزی کنید و نهایت ۵-بر اساس منابع موجود و واقعیت ها فکر کنید و برنامه ریزی کنید.




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 18 مهر 1390 توسط سعید حاج حیدری

در پست قبلی مقدمه ای برای محاسبه NAV نوشتیم و حالا به صورت عملی مثال می زنیم :

ابتدای امر شما می بایستی آخرین صورت وضعیت پرتفوی شرکت را از سایت کدال بگیرید . در سایت TSE برای هر نماد در میانهء صفحه اطلاعیه ها آمده که ازین طریق هم می توانید ببینید . شما دو مورد را نیاز دارید اولیه ترازنامه شرکت و دیگری اطلاعات مربوط به صورت وضعیت پرتفو :

در بخش ترازنامه شرکت ومعادن منتهی به ۳۱ شهریور مبلغ حقوق صاحبان سهام را نیاز داریم :

مبلغ حقوق صاحبان سهام برابر با ۲،۰۱۳،۶۶۵ ریال است . همانطور که در بخش اول گفتیم این مبلغ بر حسب بهای تمام شده تاریخی است و ما قصد داریم تا حد ممکن این مبلغ را واقعی کنیم یا به همان خالص دارایی برسیم . کار بعدی رفتن سراغ صورت وضعیت پرتفو است . آخرین صورت وضعیت پرتفو که ماهانه منتشر می شود را از کدال گرفتیم . در صفحهء پرتفوی بورسی وارد می شویم . مبلغی که در گوشهء سمت چپ پایین که به صورت افقی سطر جمع و به صورت عمودی افزایش کاهش نوشته شده است را پیدا می کنیم . در مورد ومعادن این رقم برابر با ۱۰،۴۹۳،۷۹۳ می باشد . رقم مزبور با حقوق صاحبان سهام جمع می شود که عدد : ۱۲،۵۰۷،۴۵۸ ملیون ریال به دست می آید . از تقسیم رقم مزبور بر تعداد سهام شرکت که یک ملیارد و ششصد ملیون سهم است عدد : ۷،۸۱۷ ریال به دست می آید . معنی عدد به دست آمده این است که اگر همین فردا شرکت قصد فروش کل دارایی های خود را داشته باشد حداقل به ازای هر سهم ۷،۸۱۷ ریال به سهام دار تعلق خواهد گرفت . با توجه به اینکه ومعادن در سهام و اوراق بهادار سرمایه گذاری کرده است و اینها اوراقی هستند که سریع قابلیت نقد شدن دارند فرض می کنیم که یک سال مالی به طول بینجامد که شرکت کل دارایی های را نقد کند و با توجه به سود بانکی که معادل با ۱۴.۵ ٪ است عدد به دست آمده را در ما به تفاوت نرخ بانکی با عدد یک ضرب می کنیم یعنی ۷،۸۱۷*۸۶.۵ = ۶،۷۶۲ ریال به دست می آید . نتیجه اینکه به لحاظ NAV قیمت سهم باید به محدوده ۶۷۰ تومان برسد . حالا می رویم سراغ بحث ذخیره کاهش ارزش ...

ازان جهت که شرکت ها نمی دانند طی سالی که در پیش روی آنهاست بر روی سرمایه گذاری هایی که کردند سود می کنند یا ضرر بخشی از سود خود را به عنوان ذخیره در نظر می گیرند و به قولی برای خودشان هزینه فرضی ایجاد می کنند . مثلا" اگر ۱۰۰ تومان سود آنهاست فرض می کنند که سهم هایشان فلان مبلغ افت می کند و به جای سود ۱۰۰ تومانی ۷۰ تومان اعلام می کنند . این موضوع در مورد ومعادن هم صدق می کند . در صورت وضعیت پرتفو ٬ این شرکت ۵۰۲،۲۹۹ ملیون ریال ذخیره کاهش ارزش در نظر گرفته است که با توجه به سود بسیار بالای که ومعادن از محل رشد زیر مجموعه ها برده است ما اطمینان داریم که امسال ومعادن ضرر نخواهد کرد و اطمینان داریم که این ذخیره یا همان هزینهء فرضی به سود دورهء جاری برگشت خواهد خورد . نتیجه اینکه برای راحت کردن کار مبلغ مزبور را بر تعداد سهم تقسیم می کنیم اما برای محاسبه دقیق باید مالیات هم ازان کسر شود . در نتیجه ما :

۵۰۲،۲۹۹،۰۰۰،۰۰۰ را بر تعداد سهام که ۱،۶۰۰،۰۰۰،۰۰۰ سهم از تقسیم کرده و به رقم ۳۱۳ ریال می رسیم . این عددی است که شرکت امسال باید به سود برگشت دهد یعنی ومعادن در پایان سال سودی بالای ۱۰۰ تومان خواهد داشت . اگر ارزش ذاتی هر سهم را محاسبه کنید خواهید دید که نسبت قیمت به درآمدی که برای این سهم باید در نظر گرفته بشود با توجه به شرایط بسیار خوبی که دارد بالغ بر ۸ خواهد بود که ۸۰۰ تومان را به تصویر می کند و در این صورت می توان امیدوار بود که اگر جو بازار مثبت باشد تا پایان سال قیمت ملی مس ٬ کچاد و کگل رشد داشته باشند و NAV هم به محدودهء ۹۰۰ تومان نزدیک شود . هرچند NAV قاعدتا عددی بالاتر از قیمت سهم باید باشد اما با توجه به امکان سودآوری شرکت دستیابی به قیمت بالاتر از NAV فعلی عجیب نیست . حالا شما می توانید همهء سرمایه گذاری ها را با همین روش بررسی و بفهمید در چه وضعی هستند مثلا" احتمال اینکه وصنعت مجبور به تعدیل منفی بشود بالاست حالا ببینیم در صورت وضعیت جدید چه شرایطی پیش می آید و محاسبه کنیم که احتمال تعدیل منفی تا چه حد وجود دارد .




نوشته شده در تاریخ شنبه 9 مهر 1390 توسط سعید حاج حیدری

NAV مخفف  NET ASSET VALUE هست . معنی فارسی اول میشه خالص ارزش دارایی ها !

در معادله اساسی حسابداری دارایی ها = بدهی + حقوقی صاحبان سهام است ...

یعنی اگر مجموع دارایی های شرکت الف ۱۰۰۰ ریال و مجموعه بدهی های آن ۸۰۰ ریال باشد ٬ قطعا" حقوق صاحبان سهام شرکت ۲۰۰ ریال خواهد بود . در کشور ما دارایی و بدهی به ارزش تاریخی در حساب ها ثبت می گردد . به این معنی که اگر شرکت الف زمینی را پنج سال قبل به مبلغ ۵۰۰ تومان خریده باشد ٬ وقتی می خواهد مجموع دارایی ها خود را نشان بدهد به این کار ندارد که امروز قیمت این زمین چقدر است و همان ۵۰۰ تومان را منظور می کند .

فرض کنید دارایی های شرکت الف از ۲ مولفه تشکیل شده باشد :

موجودی نقد ۵۰۰ ریال - زمین ۵۰۰ ریال ! حال آنکه زمین خریداری شده به مبلغ یا ارزش تاریخی زمان خرید که پنج سال پیش است در حساب ها آمده و اگر فرض کنیم زمین امروز به ۱۰۰۰ تومان رسیده باشد ارزش واقعی دارایی ها ۱۵۰۰ تومان است .

با توجه به اینکه همیشه دارایی = بدهی + حقوق صاحبان سهام است به این نتیجه مهم می رسیم که در وضع فعلی مجموع حقوق صاحبان سهام نیز ۵۰۰ تومان رشد یافته به این صورت :

۱۵۰۰ = ۸۰۰ +۷۰۰ ----> در اینجا ۷۰۰ همان حقوق صاحبان سهام است .

اگر ما ترفندی را به کار بریم که ارزش واقعی دارایی ها و بدهی ها را محاسبه کنیم تفاضل اعداد به دست آمده خالص دارایی های ما یا حقوق واقعی سهامداران است که اگر تقسیم بر تعداد سهم بشود ما می فهمیم که هر سهم شرکت واقعا" چقدر می ارزد !

در بخش بعدی تحلیلی ارایه می دهیم تا به صورت کاربردی این موضوع را درک کنید و بتوانید شرکت های سرمایه گذاری را با توجه به صورت وضعیت پرتفو خودتان تحلیل کرده و ارزش سهام آنرا به دست آورید .




نوشته شده در تاریخ شنبه 9 مهر 1390 توسط سعید حاج حیدری
 تعریف :  به خالص ارزش روز داراییهای شرکت , صندوق سرمایه گذاری و هرنوع مجموعه ایی که درزمینه اقتصادی فعالیت می نماید NAV   می گویند .  

 کاربرد :  برای ارزیابی عملکرد شرکت به ویژه شرکتهای سرمایه گذاری , ارزش گذاری قیمت سهام , ارزش گذاری و ارزیابی صندوق سرمایه گذاری مشترک و سایر موارد مفید جهت سرمایه گذاری استفاده می گردد .

 نحوه محاسبه  NAV: ازحاصل تفریق جمع داراییها و بدهی های شرکت بدست می آید . البته در مورد سرمایه گذاریها می بایست این سرمایه گذاریها به ارزش روز محاسبه گردند . همچنین NAV  هر سهم نیز از تقسیم خالص ارزش روز داراییهای شرکت تقسیم بر تعداد سهام آن بدست می آید . 

 

مبنای تحلیل با : NAV

 در رویکرد تحلیلی , درصورتیکه سرمایه گذاریهای کوتاه مدت و بلند مدت در ترازنامه وجود داشته باشد , به طور طبیعی قیمت تمام شده  سرمایه گذاریها با ارزش روز آنها و ارزش روز بدهیها  دارای اختلاف می باشد .  بنابراین در محاسبه خالص ارزش روز داراییهای شرکت می بایست سرمایه گذاری های شرکت به ارزش روز نشان داده شوند . همچنین مبلغ ذخیره کاهش ارزش از سرمایه گذاریهای بلند مدت شرکت کسرگردد .

اما نکته مهم در محاسبه خالص ارزش روزداراییهای شرکت , مسئله وجود سرمایه گذاریهای خارج از بورسی در ترازنامه شرکت می باشد که معمولا این دارایها فاقد نرخ بندی مشخص می باشند . در رویکرد کارشناسی ویژه می بایستی تک تک سرمایه گذاریهای خارج از بورس را طبق استانداردهای حسابداری ارزیابی نمود و مابالتفاوت ارزش روز و بهای تمام شده آن را به جمع داراییهای شرکت اضافه نمود .

 



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 9 شهریور 1390 توسط سعید حاج حیدری

4. فرضیه ها و تخمین مدل

     با توجه به آنچه در بخش های تحلیل تکنیکی و نیز تصریح مدل مطرح شد، فرضیه های این تحقیق به صورت زیر ارائه شده است:

1- تغییرات RSI (DRSI) و نیز اختلاف میانگین متحرک (MA) با قیمت بسته دارای ارتباط معناداری با نوسان های قیمت هستند.

2- شاخص میانگین متحرک ساده و اسیلاتور قدرت نسبی به تنهایی توانایی توجیه نوسان های قیمت را ندارند.

    مدل ارائه شده در این بررسی که بر پایه­ی مبانی اقتصادسنجی ارائه شده است، با استفاده از نرم افزار Eviews، رگرسیون شده و ستاده های نرم افزار برای سه متغیر وابسته با تأخیر زمانی 3 روزه، 7 روزه و 10 روزه در زیر ارائه شده است. بر اساس این ستاده ها فرضیه ها بررسی می­شوند:

الف) با فرض این که همه­ی مشاهده های این مطالعه دارای وزن یکسانی هستند و نیز از مدلF.E استفاده شده است (چون طبیعتاً بین داده های پانل همبستگی وجود دارد) و نیز متغیر وابسته، نوسانات قیمت سه روز آینده (P3) است، که این نتایج بدست آمد:

1- هر دو متغیر توضیحی در سطح اطمینان 99 درصد معنادار هستند

2- ضریب تعیین(R-Squared)، 47/0 است، که این دو نتیجه تأیید کننده­ی فرض های اول و دوم است. یعنی معناداری متغیرهای توضیحی و نیز توجیه کنندگی ناکامل دو متغیر توضیحی و دو شاخص تکنیکی است. همچنین، prob متعلق به اعتبار کلی رگرسیون (F-Static) نیز در سطح 99 درصد معنادار است.

ب) با فرض اینکه همه مشاهده ها دارای وزن یکسانی هستند و از مدل F.E استفاده شده است ومتغیر وابسته، نوسانهای قیمت 7 روز آینده (P7) است، نتیجه­ی زیر به دست آمد:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1) هر دو متغیر توضیحی در سطح اطمینان 99 درصد معنادار هستند.

2) ضریب تعیین (R2) تنها، 17/0 است که بار دیگر بیانگر معناداری متغیرهای توضیحی و توجیه کنندگی ناقص دو متغیر توضیحی است و هر دو فرضیه  پذیرفته می­شوند. همچنین، اعتبار کلی رگرسیون نیز در سطح 99 درصد مورد پذیرش است.

ج) با فرض این که همه­ی مشاهده ها دارای وزن یکسانی هستند و از مدل F.E استفاده شده است و متغیر وابسته، نوسانهای قیمت 10 روز آینده (P10) است نتیجه زیر به دست آمد:




1)  تنها متغیر توضیحی DRSI در سطح اطمینان 99% معنادار است؛

2) ضریب تعیین (R2)، 17/0 است در نتیجه، تنها فرضیه­ی دوم مورد پذیرش قرار می­گیرد و در فاصله­ی زمانی 10 روزه هر دو متغیر معنادار نشده اند (نقض فرضیه اول). همچنین اعتبار کلی رگرسیون در سطح 99% باز هم مورد پذیرش است. به دلیل این که در حالت (ج)، شاخص دوربین- واتسون (Durbin-Watson)، 04/1 شده است و براساس dL و du ( با فرض n  = 20 و k = 2 )، مدل دارای همبستگی است، از مدل SUR استفاده شد که به صورت خودکار همبستگی و واریانس ناهمسانی را رفع می­کند اما،    اشکال های اولیه هم چنان باقی ماند. در نهایت، ضرایب متغیرهای توضیحی برای متغیرهای وابسته P3، P7 و P10 نیز به صورت زیر بوده اند:

P3 = (-4.288) DRSI + (-0.1864) MA

P7 = (-3.864) + (-0.11) MA

P10 = (-3.888) + (-0.0145) MA

 

 

 

 

 

5. نتیجه گیری

       در جریان اصلاح زیرساخت های اقتصادی، تحول بازار سرمایه از ضروری ترین اولویت هاست. سرمایه گذاران مهم ترین بازیگران در بازار سرمایه هستند و تصمیم های آن ها مهم ترین نیروی شکل دهنده­ی بازار است. مهم ترین شیوه های تجزیه و تحلیل در تصمیم های سرمایه گذاری، تحلیل های بنیادی و تکنیکی است که برخلاف تحلیل بنیادی، تحلیل تکنیکی در بازار ایران بسیار نوپاست. مبانی تئوریک حکایت از آن دارند که تحلیل تکنیکی به عنوان مکمل تحلیل بنیادی (ونه جانشین آن) در بازارهایی کاربرد دارد که بتوان در آن روند قیمت را در بازه های خاص زمانی پی­گیری کرد. مطالعات متعدد انجام شده در زمینه کارایی بازار سرمایه­ی ایران موید وجود روند در قیمت ها و رد نظریه­ی گشت تصادفی است. در نتیجه، انتظار می­رود که کاربرد این تحلیل مناسب باشد. به دلیل این که این ابزار تحلیل در سهام پر معامله و پرحجم پاسخگوست، باید برای  شرکت های محدودی قابل بکارگیری باشد. مطابق انتظار، نتایج حاصل از مدل های اقتصادسنجی در این بررسی حاکی از این است که دو شاخص DRSI (تغییرات شاخص قدرت نسبی) و MA (اختلاف میانگین متحرک ساده و قیمت بسته) در توضیح تغییرات قیمت با فاصله زمانی 3 و 7 روزه در سطح 99% معنادار هستند، اما قدرت توجیه کنندگی آن ها پائین تر از 50 درصد است که موید اصل تئوریک دیگری است که شاخص های تکنیکی مکمل هم بوده و در صورت استفاده­ی چند شاخص در کنار هم می­تواند قدرت توجیه بالایی را برای تغییرات قیمت داشته باشند. اما، با اختلاف زمانی 10 روزه تنها متغیر DRSI معنادار شده است. همچنین، اعتبار کلی مدل رگرسیون در هر سه فاصله­ی زمانی و در هر سه مدل تخمینی در سطح 99% مورد پذیرش قرار گرفته است. جالب ترین و منحصر به فرد ترین نکته­ی این بررسی نیز ضرایب متغیرهای توضیحی است که در هر سه سطح زمانی منفی شده اند در حالی که براساس مبانی تئوریک، میان متغیرهای توضیحی و تغییر قیمت ارتباط مثبت وجود دارد. ادبیات بسیار فقیر تحلیل تکنیکی و نیز نکته­ی عجیب حاصل از این بررسی بیانگر لزوم توجه گسترده به این بحث است. 

 




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 31 خرداد 1390 توسط سعید حاج حیدری

تصریح مدل و گرد آوری داده ها

متغیر های مورد استفاده در این تحقیق عبارتند از:

الف)میانگین متحرک ساده (SMA)

    میانگین متحرک یکی از متداول ترین و پرکاربردترین اندیکاتور(نوسان نما) های تکنیکال است. به دلیل ماهیت و ساختار آن و به دلیل این که کاربرد ساده و قابل گسترشی دارد، پایه و اساس بسیاری از اسیلاتورهای تکنیکی و تعقیب کنندگان روند است که امروزه کاربردهای زیادی یافته اند[15]. این میانگین از طریق تقسیم مجموع قیمت های سهم در یک دوره بر تعداد دوره های زمانی به دست می­آید. به دلیل این که میانگین های متحرک شاخص های پس رو هستند، در دسته­ی شاخص های پیرو روند طبقه بندی می­کند. بنابراین، زمانی که بازار روند دار است، این شاخص سیگنال های مناسبی صادر می­کند اما، در بازار بدون روند، سیگنال های نادرست زیادی وجود دارد[11]. میانگین متحرک را روی هر سری اعداد، شامل قیمت باز، قیمت بسته، قیمت پایین و دیگر نماگرها می­توان به کار برد[14]، اما بر اساس روال معمول، در این بررسی از قیمت بسته استفاده شده است.

       با توجه به مطالب مزبور، اگر بازار ایران نیز دارای روند باشد، این نوسان نما دارای کاربرد بسیار بالایی خواهدبود. بنابراین، ضروری است روند قیمت سهام در بازار سهام ایران بررسی شود با ارائه­ی نتایج پژوهش های انجام شده در این زمینه، بررسی می­شود که آیا می­توان از این شاخص و نیز سایر شاخص های تکنیکی استفاده کرد؟ زیرا، شاخص های تکنیکی در بازارهایی پاسخگوست که بتوان در بازه­ی زمانی خاص روندی را طی کرد.

     باید توجه داشت که کارایی بازار مقوله­یی صریح و روشن نیست، بدین معنی که بازار نه کاملاً کاراست و نه یکسره از مفاهیم کارایی بر کنار است بلکه موضوع، مرتبه یا درجه کارایی است که عموماً در سطح ضعیف، نیمه قوی و قوی مطرح می شود که از یکسو در سطح ضعیف، قیمت اوراق، منعکس کننده اطلاعات قیمت های تاریخی است و از سوی دیگر، در سطح قوی کلیه اطلاعات عمومی، داخلی و حتی محرمانه در قیمت منعکس شده است[14]. نتیجه­ی مطالعاتی که در  زمینه­ی بورس اوراق بهادار ایران انجام شده است، به صورت خلاصه به شرح زیر است :

1- در سال 1369 با استفاده از شاخص بازار سهام تهران و برای دو دوره­ی زمانی 57-1353 و 68-1364 نتایج تحقیقات دلالت بر عدم کارایی بازار بورس در شکل ضعیف داشت[5].

2- تحقیق دیگری جهت آزمون کارایی در سطح ضعیف در سال 71 و برای دوره­ی زمانی 1370-1368 انجام شد و دوباره عدم کارایی بورس ایران به اثبات رسید[16].

3- مطالعه­یی که بر روی 50 شرکت برتر از نظر حجم معاملاتی در بازه­ی زمانی سال های 68 تا اسفند 72 انجام شد، حاکی از این است که بورس اوراق بهادار تهران در شکل ضعیف فاقد کارایی لازم است و    قیمت ها از فرضیه گشت تصادفی(random walk) پیروی نمی­کنند و روند قابل پیگیری در قیمت ها دیده   می شود[10].

4- بر اساس مطالعه­یی که بر روی کل شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار انجام شده است در بازه­ی زمانی 68 تا پایان سال 73، تغییرات متوالی قیمت های سهام در بورس تهران از مدل گردش تصادفی تبعیت نمی کنند، بنابراین تغییرات قیمت به صورت مستقل و تصادفی نیستند و روند و الگوی   خاصی در رفتار قیمت ها مشاهده می­شود که این نتایج عدم کارآیی بورس را در سطح ضعیف به        اثبات می رساند[17].

5- در تحقیقی که از شرکت های پذیرفته شده با حجم نمونه­ی 92 شرکت در سال 79 انجام شده است فرضیه­ی گشت تصادفی تأیید نشده و با توجه به روند گذشته­ی قیمت ها قابل پیش بینی است[1].

  مطالعات فوق همگی تأکید می­کنند که در بازا تهران می­توان در بازه های خاص زمانی روند قیمت را ردیابی کرد، در نتیجه شاخص های تحلیل تکنیکی و به خصوص میانگین متحرک ساده به عنوان معمول ترین شاخص تکنیکی پاسخگو خواهند بود.

 

ب) شاخص قدرت نسبی (RSI)

     این شاخص یک نوسان نمای معروف است که توسط ولس ویلدر در کتا ب "مفاهیم جدید در سیستم های معاملاتی تکنیکی" معرفی شده است. RSI ا فزایش و کاهش را در قیمت های پایانی برای یک دوره­ی معین اندازه گیری می­کند [11]. این اندیکاتور از محبوبیت بالایی در بین معامله گران برخوردار است و استفاده از آن به طرز چشمگیری گسترش یافته است و به همین دلیل در مدل این تحقیق قرار گرفته است. رابطه­ی RSI به صورت زیر است:

RSI = 100 – (100/ 1 + RS)

RS = ((میانگین کاهش­ها در قیمت بسته در چند روز / میانگین افزایش ها در قیمت بسته در چند روز

      در محاسبات روزانه از میانگین های 14 روزه استفاده می شود[15] که در این بررسی نیز از همین بازه­ی زمانی استفاده شده است. RSI  در مقیاس صفر تا صد رسم می شود. سطوح 30 و 70 به عنوان سطوح سیگنال در نظر گرفته می شوند و برخی نیز سطوح 20 تا 80 را انتخاب می­کنند[11]. بر اساس مبانی تئوریک هر چه قدر RSI در بازه­ی 20 تا 80 به سمت بالا حرکت کند، نشانگر رشد قیمت سهم است[15]. همچنین، خطوط 20 و 80 خطوط واگرایی نیز هستند که در خارج از آن ها ارتباط مستقیم RSI و قیمت سهم معکوس می­شود.

     با توجه به توضیحات فوق دو متغیر مستقل مدل در این بررسی عبارتند از: اختلاف میانگین متحرک ساده و قیمت بسته(MA)، اختلاف RSI هر روز از RSI  روز قبل (DRSI) که بر اساس مبانی تئوریک هرگاه متغیر اول بزرگتر از صفر و در حال افزایش باشد و نیز متغیر دوم برای RSIهایی که بین 20 و 80  بوده و بزرگتر از صفر و در حال افزایش هستند، منجر به افزایش قیمت سهام خواهند شد. متغیر وابسته­ی مدل، تغییرات قیمت سهم است که با تأخیر زمانی 3 روزه، 7 روزه و 10 روزه در سه سطح زمانی رگرسیون شدند. دلیل انتخاب این تأخیرات زمانی این است که بر اساس مبانی تحلیل تکنیکی، این تحلیل ابزار بررسی و تحلیل سرمایه گذاری در کوتاه مدت است[15]. علاوه بر توضیحاتی که در مورد چگونگی متغیرهای مدل ارائه شد، نوع مدل اقتصادسنجی مورد استفاده نیز در ادامه تشریح خواهد شد.

      از جمله مسائل مورد توجه در اقتصاد این است که اطلاعات سری های زمانی که دارای خودهمبستگی[1] هستند با سری های مقطعی که دارای واریانس ناهمسانی[2] است، به طور تلفیقی مورد استفاده قرار گیرند[3]. تلفیق داده های سری زمانی و داده های مقطعی در اقتصادسنجی را تحت عنوان پانل(Panel data) می شناسند که حداقل دارای دو مزیت زیر است و به همین دلیل مورد استفاده قرار گرفته اند:

1- لحاظ کردن ناهمگنی گروه ها : سری های زمانی و داده های مقطعی که ناهمگنی ها را لحاظ    نمی کنند با ریسک دستیابی به نتایج تورش دار روبرو هستند.

2- Panel data  بهتر می­تواند پویایی های تعدیل را نشان دهد : توزیع های مقطعی که نسبتاً ثابت به نظر می­آیند، تغییرات چندجانبه را نشان نمی دهند اما، این تغییرات توسط پانل بهتر مورد مطالعه قرار می­گیرد.

  به طورکلی، تلفیق داده ها بر دو قسم است: 1) تلفیق متوازن که در آن ها سری زمانی(t) برای تمام مقاطع برابر است و  2) تلفیق نامتوازن

در این بررسی از مدل متوازن استفاده شد و به همین دلیل در بازه­ی زمانی دو ماهه تنها داده های 20روز مورد استفاده قرار گرفتند. مدل کلی رگرسیون در پانل به صورت زیر است:

                                                              Yit = ait + β1 X1it + β2 X2it + ........+ U it

     اگر Ui ها ( اثرات فردی) و Xitها، همبستگی داشته باشند، از مدل F.E (fixed effects) و اگر همبستگی نداشته باشند، از مدل  R.E (random effects) استفاده   می­شود. این دو مورد در نرم افزار Eviews مورد استفاده در این بررسی، تعریف شده اند. البته دو مدل F.E و R.E بیشتر در مدل های تلفیقی کاربرد دارند که در آن ها ضرایب مربوط به متغیرها ثابت بوده و تنها عرض از مبدأ برای واحدهای مختلف مقطعی متفاوت است.

      در این بررسی نیز با توجه به نقش یکسان متغیرهای مستقل در تغییر قیمت برای  همه­ی شرکت ها، این مفروضات پذیرفته شده اند. با مفروضات مزبور، مدل کلی این تحقیق عبارت است از[8]:                                                                                 Yit = a1i + Σβk Xkit + uit                     

       در این بررسی فاصله­ی زمانی 2 ماهه­ی مهر و آبان 1386 در نظر گرفته شد و سه متغیر این مدل مورد محاسبه قرار گرفتند. کل داده های این مدل 120 داده است که دلیل آن در ادامه تشریح   می­شود. پیشتر مطرح شد که RSI در صورتی که در بازه­ی 20 تا 80 باشد، رابطه­ی مثبتی با تغییر قیمت دارد. در نتیجه، در این دو ماه تنها ازRSI هایی استفاده شده است که در این بازه قرار    گرفته اند. از سوی دیگر، چون بنا بود تلفیق متوازن باشد، از 50 داده­ی ممکن در این دو ماه، تنها روزهایی مورد استفاده قرار گرفتند که RSI همه شرکت ها در بازه­ی 20 تا 80 بوده است. از سوی دیگر، چون تحلیل تکنیکی تنها در سهم های پرمعامله و با حجم بالا کاربرد دارد[13]، شرکت های انتخابی نیز از میان 10 شرکت برتر از نظر پرمعامله بودن گزینش شده اند که عبارتند از: بانک پارسیان، چادر ملو، سرمایه گذاری بازنشستگی، گل گهر، مس ایران، معادن و فلزات.



1- خود همبستگی (Auto Correlation) را می توان به صورت "همبستگی بین عناصر یک سری از مشاهدات که بر حسب زمان (مانند داده های سری زمانی ) یا مکان (مانند داده های مقطعی) مرتب شده اند" ، تعریف کرد[7]

2- واریانس ناهمسانی (Heteroscedasticity)، مربوط به جمله­ی خطا (اخلال) است. بدین معنی که بین جملات خطای داده ها همبستگی وجود دارد که در داده های مقطعی معمول تر است، در حالی که خود همبستگی در داده های سری زمانی معمول تر است[9]

 




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 31 خرداد 1390 توسط سعید حاج حیدری

بررسی کاربرد تحلیل تکنیکی در بازار سرمایه ایران


 

چکیده

   این تحقیق در پی یافتن پاسخ این سئوال است که آیا سرمایه گذاران امکان استفاده از روش تحلیل تکنیکی را در بازار سرمایه­ی ایران دارند؟ به همین منظور از روش های میانگین متحرک ساده و شاخص قدرت نسبی استفاده شده است. این بررسی از طریق آزمون قواعد معاملاتی میانگین متحرک ساده و شاخص قدرت نسبی بر روی قیمت سهام انجام شده است.

  نتایج تحقیق نشان می دهد که روش های میانگین متحرک ساده و شاخص قدرت نسبی دارای قابلیت پیش بینی است و می توانند الگوهای قیمتی را برای انجام معاملات سودمند شناسایی کند. سودمندی قاعده­ی شاخص قدرت نسبی و  میانگین متحرک ساده در 3 و 7روز  آینده بوده است.

 

واژهای کلیدی: تحلیل بنیادی، تحلیل تکنیکی، کارایی بازار سرمایه، شاخص میانگین متحرک ساده، شاخص قدرت نسبی

1. مقدمه

   اصلاحات جزء لاینفک تحولات اقتصادی، در بخش مالی است که شامل شکل دهی دوباره­ی ساختار بازار سرمایه، نوآوری در ابزارها و اقدامات و نیز محیطی با نظم جامع تر است. در بازار سرمایه­ی ایران نیز     اقدام های جدید باعث تحول شده است و حال نیاز است که در این مسیر، سرمایه گذاران و بازیگران اصلی بازار سرمایه نیز تحولاتی را در ابزارهای بررسی و تحلیل خود ایجاد نمایند. دو مکتب فکری که بر ادبیات بازار سهام غالب است، تجزیه و تحلیل های بنیادی و تکنیکی هستند. آشنایی بازار سرمایه ایران با تجزیه و تحلیل تکنیکی چندان دیرپا نیست. در حالی که تجزیه و تحلیل بنیادی از قدیمی ترین ابزار تحلیل سرمایه گذاران است.

   بنیادگرایان معتقدند که اوراق بهادار دارای یک ارزش ذاتی است و نیروهای بازار اطمینان می­دهند که قیمت هر سهم این ارزش را در بلند مدت پوشش می­دهد. از سوی دیگر، تکنیکال­ها معتقدند که      قیمت­های گذشته هر سهم (و تغییرات قیمت)، اندازه و حجم معامله­ی سهم گرایش به پیروی از یک الگو دارند. در نتیجه تجزیه، و تحلیل سیستماتیک و نظام مند می­تواند عواید بیش از حد عادی را در کوتاه مدت به بار آورد. نیروی عرضه و تقاضا به طور كلی قیمت های سهم را تعیین می­كنند. در حالی كه بنیاد گرایان تصریح می­كنند كه عرضه و تقاضا تابعی از عوامل عقلایی و منطقی هستند، تكنیكال ها آن را به عوامل روانشناسانه مرتبط می سازند[25].

   تجزیه و تحلیل تكنیكی احتمالاً تنها تكنیك پیش بینی برای یك سرمایه گذار است كه می­تواند از آن بهره مند شود. تجزیه و تحلیل بنیادی، به دلیل نیاز به حجم انبوه اطلاعات و نیز زمان مورد نیاز، احتیاج به كسب همه عوامل بنیادین دارد كه معمولا برای سرمایه گذاران خُرد هزینه بر و زمان بر است. از سوی دیگر، عدم دسترسی به اطلاعات سری از جانب سرمایه گذاران خُرد نیز حاشیه­ی رقابتی پایینی را برای تحلیل بنیادی فراهم می كند[22] .

    این مشكلات در بازار سرمایه ایران حادتر نیز می شود زیرا، میزان دسترسی به اطلاعات در سه سطح مورد نیاز (کلان اقتصاد، صنعت و شرکت) بسیار ضعیف تر است. در تحلیل بنیادی به سه دسته اطلاعات در سه سطح كلان اقتصاد، صنعت و شركت نیاز است كه در بازه های زمانی كوتاه مدت امكان دسترسی به اطلاعات دو سطح اول برای سرمایه گذاران خرد تقریباً محال است. در نتیجه، در تصمیم های كوتاه مدت امكان استفاده از آنها وجود ندارد و حتی اطلاعات شركتی نیز در بازار سرمایه ایران چندان به وضوح در اختیار همگان قرار نمی­گیرد و مشكل دو چندان می­شود. از همین رو، تحلیل تكنیكی كه تنها متغیرهای آن قیمت و حجم است و به راحتی در اختیار سرمایه گذار قرار می­گیرد، دارای اهمیت دو چندان می­شود.

    اقتصاددانان معتقدند كه تحلیل تكنیكی از طریق تلاش برای پیش بینی قیمت ها با استفاده از كامپیوتر، به مطالعه­ی رفتار بازار نیز كمك كرد [24]. در مقابل،  نقاط ضعف تحلیل بنیادی كه ضرورت توجه به تحلیل تكنیكی را هویدا می­كند، توانایی هایی نیز برای تحلیل تكنیكی برشمرده اند كه ضرورت توجه به این روش تحلیلی را بیشتر می­كند. برخی از این توانایی­ها عبارتند از: تمركز روی قیمت كه امكان پیش بینی قیمت آینده را فراهم می­كند، تهیه­ی پیشینه­ی قیمت به صورت تصویری كه حاوی اطلاعات مفیدی است و تسهیل در تشخیص زمان خرید[29].

   هر دو روش تحلیل تکنیکی و بنیادی همواره سعی در حل یك مشكل واحد دارند و آن، پیش بینی جهت حركت قیمت ها است. اما، با توجه به مطالب فوق اگر یك معامله­گر مجبور باشد یكی از این دو را به عنوان روش كار انتخاب كند، منطق می­گوید در بازار ایران امكان رسیدن به موفقیت با تحلیل تكنیكال بیشتر است. به دلیل این كه تحلیل تكنیكال در حقیقت تأثیر عوامل بنیادی را بررسی میكند و چون همیشه تأثیر بنیادی بر روی قیمت لحاظ شده، به طور حتم بررسی بنیادین،كاری غیر ضروری است. این امكان وجود دارد كه بتوان در یك بازار مالی، صرفأ با دانش تكنیكال خرید و فروش انجام داد اما، تقریبأ بعید است كه شخصی بتواند صرفأ بر اساس مسائل بنیادی و عدم بررسی تكنیكی بازار، خرید و فروش موفقی انجام دهد[15].

    اگرچه، تحلیل تكنیكی را نمی­توان جانشین كاملی برای تحلیل بنیادی به حساب آورد اما می­توان آنها را مكمل هم دانست. با توجه به مباحث فوق كه بیانگر سهولت به كارگیری تحلیل تكنیكی است در عمل، نقش این تحلیل در بازار ایران بسیار كمرنگ است. بنابراین، هدف اصلی این بررسی تلاشی در جهت غنای این موضوع و نیز بررسی امكان بهره مندی از این ابزار مهم تحلیلی در بازار اوراق بهادار ایران است.

 

2. پیشینه­ی تحقیق

     تحلیل تكنیكی با مقاله­ها و نظرات چارلز داو[4] در سال های 1900 تا 1902 و ویلیام هامیلتون[5] متولد شد[23]. مروری بر ادبیات این موضوع بیانگر محققان بیشماری است که در این زمینه كار كرده اند. پیش از شكل گیری نظام مند این روش از تجزیه و تحلیل، در سال 1989 براون و جنینگ[6] با ارائه­ی مدلی، ارزش تحلیل تكنیكی را در ارتباط بین سیگنال ها و قیمت ها نشان دادند. فرانكل و فروت[7] نیز شواهدی را از اهمیت فزاینده چار تیست ها در سال 1990 ارایه کردند[27].

       سوینی[8] (1988) در تحقیق خود نتیجه گرفت که بسته به سطح هزینه های معاملات، قواعد فیلتر (قواعد فیلتر و قواعد میانگین متحرک از قواعد معاملاتی تحلیل تکنیکی هستند) کماکان به نتایج سودآور منجر می شود. لاکونیشوک و یبارون[9] (1992) قواعد میانگین متحرک را مورد استفاده قرار داده و نتیجه گرفتند که این قواعد نیز نتایج سودآوری ایجاد می­کند. هادسون دمپسی و کیسی[10] (1996) به این نتیجه رسیدند که استراتژیهای میانگین متحرک به نتایج سودمندی منجر می شوند [27].

       لویچ و توماس[11] (1993) و خو[12] (1996) نیز استراتژی میانگین متحرک را بررسی کرده و به این نتیجه رسیدند که استراتژیهای مزبور سودمند هستند. راتنر و لیل[13] (1999) در برخی از کشورهای آسیایی و آمریکای لاتین به این نتیجه رسیدند که کاربرد روش های تحلیل تکنیکی به نتایج سود آوری منجر   می­شود. منیگ، مات نو و گورو[14] (2000) به این نتیجه رسیدند که قواعد میانگین متحرک از توانایی پیش بینی و کسب بازده­ی بیشتری برخوردار هستند. وونگ، منظور و چیو[15] (2002) عملکرد بهتر روش میانگین متحرک و شاخص قدرت نسبی را در مقایسه با روش خرید و نگهداری در بورس سنگاپور تایید کردند. [28،20،21].

       امیری (1374) در تحقیق خود به این نتیجه رسید که می­توان در بورس اوراق بهادار تهران برای تجزیه و تحلیل سهام از روش تحلیلی تکنیکی استفاده کرد. خانلو (1375) به این نتیجه رسید که ابزارهای تحلیل فنی در بورس تهران موثر هستند. محمدی (1383) معتقد است که روش های مختلف تحلیل تکنیکی که در بازارهای مالی دنیا مورد استفاده است، در بورس ایران نیز تا اندازه­یی قابل استفاده هستند [13،12،2]. 

    نتایج تحقیق نوروش و غلام زاده (1382) نشان داد که فرآیند ایجاد سود سالانه­ی شرکت های ایرانی مورد بررسی، میانگین متحرک بوده است. مهرانی، مهرانی و کرمی (1383) در پیش بینی بازده سهام، از اطلاعات تاریخی مالی و غیر مالی برای تفکیک شرکت های موفق از نا موفق استفاده کرده اند. صادقی شریف و سلطان زارعی (1386) نیز در تحقیق خود به این نتیجه رسیدند که روش های تحلیل تکنیکی برای تحلیل گران و سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار تهران سودمند هستند. [6].

    سایر محققانی كه در این زمینه تحقیق كرده اند عبارتند از :

 نفت سی[16] (1991) ، تیلور و آلن[17] (1992) ، بلوم- ایسلی و اُهارا[18] (1994) ، نیلی[19] (1997) ، لویی و مول[20] (1998) ، لی بارون(1999) ، لو- مامایسكی و وانگ[21] (2000) ، رودریگز، مارتل و ریورو[22](2000) ، نیلی و ولر[23] (2001) ، سزاری و كرمونینی[24] (2003) ؛كاوایچ و - وایت[25](2004) [26] .

 

­­                     3.تحلیل تكنیكی

      تحلیل تكنیكی فرآیند بررسی تاریخی قیمت های سهام برای تعیین قیمت های احتمالی آینده است. این كار به وسیله­ی مقایسه­ی روند انتظاری قیمت جاری با حركت قیمت تاریخی انجام می­شود تا نتیجه­ی معقولی پیش بینی شود[14]. مهم ترین مفروضاتی که می­توان بر اساس نظریات چارلز داو برای تحلیل تکنیکی مطرح کرد، عبارتند از :

! قیمت معرف همه­­ی اطلاعات است. تحلیلگران تکنیکی اعتقاد دارند که قیمت فعلی منعکس کننده­ی تمام اطلاعات است. با توجه به اینکه اطلاعات قبلاً اثر خود را روی قیمت گذاشته است، لذا قیمت نشان دهنده­ی ارزش منصفانه است و باید پایه­ی اساسی تحلیل را تشکیل دهد.

! تغییرات قیمت کاملاً تصادفی نیست: در دوره های زمانی طولانی ممکن است بازار دارای تغییرات قیمت تصادفی باشد، لیکن در داخل این دوره های زمانی، دوره های زمانی کوتاه تری وجود دارند که رفتار قیمت در آنها به طور غیر تصادفی است. هدف تحلیلگران تکنیکی شناسایی این دوره های زمانی (پیدا کردن روندهای کلی قیمت) است.[29] .

       روش های مورد استفاده در تحلیل تکنیکی به دو طبقه­ی کلی روش های مربوط به تحلیل بازار و روش های مربوط به تحلیل مالی به صورت انفرادی تقسیم شده است. در این مقایسه ها نیز تأکید بر دسته­ی دوم است. روش های بسیار فراوانی مانند کانال های روند[26]، خطوط محافظ و مقاوم[27]، دو اوج و دو حضیض[28] و اعداد فیبوناتچی[29] و ... در این زمینه وجود دارد. الگو­های مزبور بصری بوده و مقدار عددی معمولاً مورد استفاده قرار نمی­گیرد. همچنین، روش های کمی ساده­یی مانند میانگین متحرک ساده[30]، میانگین های متحرک نمایی[31]، میانگین متحرک متغیر[32](VMA)، نرخ تغییر[33]، شاخص قدرت نسبی[34] و استوکاستیک های K % و D% [35] وجود دارد[13]. نظر غالب این است که شاخص های مختلف مکمل یکدیگر بوده و به هیچ وجه نمی توان با اتکا به یک یا دو شاخص، تغییرات قیمت یا روند حرکتی آن را ردیابی کرد. از میان اسیلاتور های مزبور به دلیل مرسوم بودن،  در این بررسی از شاخص قدرت نسبی و میانگین متحرک استفاده شده است.




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 31 خرداد 1390 توسط سعید حاج حیدری
بازم ضرر کردم 3% در 3 روز متوالی و برگشتم به بررسی پوزیشن های استاپ خورده پرداختم
با بررسی هایی که کردم به دلایل زیر رسیدم
1- نداشتن صبر
2- ورد احساسی
3- نداشتن برنامه خاصی برای ورود
4- تقریبا مدیریت سرمایه رو یک خط در میان رعایت میکنم اما سعی دارم که پیشرفت کنم
5- نداشتن ریسک به ریوارد مناسب در پوریشن ها
6- ثبت نکردن پوزیشن ها
برای این موضوع اخر انشاالله برای بعد از عید یک کار فوق العاد میخوام انجام بدم تا از این مورد راحت شوم و به طور دقیق ثبت میکم
رعایت ریسک به ریوارد دارم استراتژی رو بررسی میکنم که 1-3 در اوت رعایت میشود حداقل
برای ورود احساسی باید صبر بیشتری داشته باشم و در بازارهای محدود تری کار کنم
انشاالله با یاری خدا پس از بک تست های که میخوام انجام مشکلات بنده حل شود و به اون سیستم ایده الم تقریبا دست پیدا کنم





نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 19 اسفند 1389 توسط سعید حاج حیدری
عد از مطلبی که راجع به اینشتین نوشتم و با استقبال بسیار زیادی روبرو شد ! بسیار مایل بودم مطلبی درباره استیو جابز داشته باشم .کسی که هنر و شخصیتش به تعریف نسل جدیدی از تکنولوژی و دگرگونی جهان کمک کرده است .این شخص صاحب شرکت افسانه ای که همه ما می شناسیم هست ،شرکت اپل. و این شرکت کامپیوترهای شخصی ، سخت افزار و نرم افزارهای خودش را خود به تنهایی تولید می کند .

این مرد با انرژی نا محدود و شخصیت کاریزماتیک و گیرای خود یک مدیر جذاب و منحصر به فرد به شمار می آید .حتی هنگامی که سعی می کند خیلی معمولی و عادی صحبت کند ،سخنانش بسیار زیرکانه است ، و در سخنوری استعداد خاصی دارد . اغراق نیست که بگوییم استیو جابز برترین مدیر آی تی سال های اخیر بوده است .حتی لباس پوشیدن او منحصر به فرد و در نوع خود بسیار جالب است .

در اینجا متنخبی از بهترین حرفایی که او زده جمع آوری شده است ، درس هایی طلایی که به شما برای موفقیت در زندگی کمک می کند:

۱ . نو آوری تمایز بین یک رهبر و یک دنبال رو است

نوآوری هیچ گونه مرزی ندارد. تنها مرز فقط تخیل شماست. زمان در اختیار شماست که چه چیز را می خواهید از این جعبه بیرون بیاورید. اگر شما جزئی از یک صنعت رو به رشد هستید، به راه هایی فکر کنید که بیشتر موثر باشید؛ چگونه مشتری پسندتر باشید و اینکه چگونه به سهولت تجارت کنید. اگر شما جزئی از یک صنعت راکد هستید، هر چه سریع تر از آن بیرون آیید قبل از این که خودتان فرسوده شوید، غیر موثر شوید و از تجارت خارج شوید. به یاد داشته باشید که طفره رفتن اینجا یک گزینه برای شما محسوب نمی شود. هم اکنون شروع به نوآوری کنید.


۲ . معیاری از کیفیت باشید .بعضی از افراد در محیط هایی که ممتاز بودن و برتری انتظار می رود استفاده نمی شوند .
هیچ میانبری به برتر بودن نیست .شما باید برتری خودتان را تعهد کنید .از استعدادها و توانایی های خود استفاده کنید و مهارت هایی که بهترین راه را برای جلو انداختن شما از بقیه مهیا می سازد را به کار گیرید .با یک استاندارد بالا زندگی کنید و به جزئیاتی که واقعا باعث تفاوت شما با دیگران می شود توجه کنید.ممتاز بودن و برتری سخت نیست . خیلی ساده همین الان تصمیم بگیرید که ممتاز و برتر باشید و سپس از آن چیزی که زندگی به شما بازتاب می دهد متحیر می شوید.


۳ . تنها راهی که می توانید کارهای بزرگ انجام بدهید این است که آنچه انجام می دهید را دوست بدارید .اگر شما هنوز این راه را پیدا نکردید ،به جستجو ادامه دهید .درمانده نشوید .با تمام وجود از ته قلب خود تلاش کنید، سر انجام شما این راه را پیدا خواهید کرد.
من این را در ۴ کلمه خلاصه می کنم : Do What You Love یا کاری انجام بده که دوستش داری . در جستجوی حرفه و مسیری باشید که به زندگی شما جهت ، مقصد و خشنودی می دهد .هدف ها را تشخصی دهید و برای هدف هایی که به زندگی شما معنی و ارزش می بخشد تلاش کنید .این کار فقط به سلامتی روحی و انگیزه داشتن شما کمک نمی کند ، بلکه باعث می شود شما در زمان های سختی احساس بهتری داشته باشید و التیام بخش شما خواهد بود .آیا شما در روز شنبه صبح از تخت خود می پرید و پیش به سوی پیشرفت و کارهای این هفته می روید؟ اگر پاسخ شما خیر است بیشتر فکر کنید تا دلیلش را پیدا کنید .


۴ . می دانید که بیشتر غذایی که می خوریم به دست افراد دیگری درست شده است. لباسی را می پوشیم که کسان دیگری آنها را ساخته اند. ریاضیاتی را استفاده می کنیم که اشخاص دیگری آن را توسعه داده اند … منظورم این است که ما به ندرت چیزی را به دست می آوریم. خیلی شگفت انگیز و خارق العاده است وقتی چیزی را خلق می کنید که بر اساس تجربه و دانش بشری باشد.

به صورتی زندگی کنید که از لحاظ اخلاقی منطقی باشد. سعی کنید که در دنیای اطرافتان تغییری حاصل کنید و به سوی بهتری سوق دهید. آن گاه توجیه بهتری برای زندگی خواهید یافت و بهترین مرهم برای ملالت و خستگی به شمار می رود. همیشه کارهای زیادی برای انجام دادن هست. همیشه در مورد کاری که انجام می دهید با دیگران گفت و گو کنید. نصیحت نکنید یا حق به جانب نباشید و یا متعصبانه فکر نکنید همچنین افراد را از بحث دور نکنید. از مثال زدن خجالت نکشید و از هر فرصتی استفاده کنید که به دیگران اجازه دهید بدانند که چه کاری را انجام می دهید.


۵ . در بودا یک اصطلاح هست به نام : “افکار یک نوآموز” .  بسیار شگفت انگیز است که افکار یک نو آموز را داشته باشید.

نوعی طرز تفکر است که هر چیز را به صورتی که هست می بینید، قدم به قدم و در یک آن به ماهیت هر چیز پی خواهید برد. افکار نو آموز نوعی تمرین عبادت و ریاضت در اعمال به حساب می آید. این فکر هست که باعث تصدیق بلا تصور و چشم داشت، قضاوت و پیش داوری می شود. به افکار یک نو آموز که به مانند یک کودک دنیای اطراف خود را می بیند نگاه کنید، پر از کنجکاوی، شگفتی بهت و حیرت.

۶ . ما اساسا معتقدیم که شما تلوزیون نگاه می کنید تا فکر نکنید ، و زمانی که شما با کامپیوتر کار می کنید ، می خواهید فکر کنید

مطالعات آکادمیک در طول دهه های مختلف نشان دهنده ی این است که تلویزیون اثر مهلکی بر روح و روان انسان دارد. بیشتر بینندگان تلویزیون می دانند که عمل آنها باعث کندی در ذهن و تباهی آن می شود ولی بیشتر زمان خود را جلوی این جعبه می گذرانند. پس تلویزیون را خاموش کنید و سلول های مغزی خود را نجات دهید. اما بسیار محتاط باشید، کامپیوتر هم می تواند باعث از بین رفتن سلول های مغزی شود. سعی کنید صحبتی داشته باشید با شخصی که به مدت ۸ ساعت در روز به بازی های اکشن یا مسابقه ای می پردازد !


۷ . من تنها کسی هستم که یک چهارم یک بیلیون دلار را در یک سال از دست داده ام … این موضوع خیلی شخصیت ساز است.

اشتباه کردن را برابر با اشتباه بودن ندانید. شخص موفقی وجود ندارد که تا به حال دچار اشتباه یا شکست نشده باشد، افراد موفق اشتباه می کنند و نوع زندگی خود را عوض می کنند یا نحوه ی عملکرد خود را تغییر می دهند که بتوانند با اشتباه خود رویارویی کنند، پس بار دیگر آن اشتباه را انجام نخواهند داد. آنها اشتباهاتشان را بازگو می کنند تا اخطاری باشد نه اینکه نشانه ی نا امیدی یا بی کفایتی باشند. اشتباه کردن به این معنا نیست که مثل یک احمق زندگی می کنید.


۸ . من تمام فن اوری هایم را برای یک بعد از ظهر بودن با سقراط معامله می کنم.

در دهه گذشته ، کتاب های زیادی از شخصیت های بزرگ تاریخی در کتاب خانه های سرتاسر جهان موجود است . و سقراط به همراه لئوناردو داوینچی، نیکولاس کوپرنیک، چالز داروین و آلبرت انیشتن قله های الهامات در استقلال اندیشمندان هستند. اما سقراط اولین بود. چیچرو در مورد سقراط می گوید: ” او فلسفه را از آسمان به صورت زنده برای مردمان به زمین آورد.” بنابراین از اصول سقراط در زندگی، کار، یادگیری و روابط خود استفاده کنید. این کار را برای خودتان انجام دهید نه برای سقراط، و ببینید چه قدر درستی ، زیبایی و خوبی می توانید به زندگی هر روزه ی خود وارد کنید.


۹ . ما اینجا هستیم که تغییری در جهان به وجود آوریم، در غیر این صورت چرا هم اکنون اینجا هستیم؟

شما می دانید که کارهای بزرگی در زندگی می توانید انجام دهید؟ و می دانید که هر زمان که یک فنجان قهوه برای خود می ریزید چقدر این کارهای بزرگ خاک خواهند خورد؟ و قصد دارید قبل از انجام این کارها کمی بیشتر فکر کنید … همه ی ما با هدیه ای به دنیا آمده ایم که به زندگی بدهیم، هدیه ای برای تمام رؤیاهایمان ، رغبت هایمان، احساساتمان و کنجکاوی هایمان. این هدیه در واقع هدف ماست. شمابرای انتخاب هدف خود نیاز به هیچ اجازه ای از دیگران ندارد . هیچ رئیسی، معلمی، والدینی یا کشیشی این قدرت را ندارد برای شما تصمیم بگیرد که هدف شما چیست. فقط باید این هدف منحصر بفرد را بیابید.


۱۰ . زمان برای شما محدود است، پس وقت خود را برای زندگی دیگران تلف نکنید. در عقاید تعصب آمیز به دام نیافتید .به گونه ای زندگی نکنید که نتیجه ی افکار افراد دیگری هستید. نگذارید سر و صداهای افکار دیگر باعث شود به صدای درونی خود گوش نکنید. از همه مهم تر، این جرئت را داشته باشید که از قلب خود پیروی کنید. ضمیر نا خود آگاه تنها چیزی است که می داند شما به چه تبدیل خواهید شد. هر چیز دیگر در درجه ی دوم قرار خواهد گرفت.

آیا شما از زندگی برای به تحقق رساندن رویای دیگران خسته شده اید؟ شک نکنید این زندگی شماست و شما این حق را دارید که هر گونه که می خواهید زندگی کنید. به گونه ای زندگی کنید که شما انتخاب می کنید و شما رئیس خود هستید.

هر یک از این درس ها ممکن است در ابتدا برای گنجاندن در زندگی مشکل به نظر برسد ، اما اگر شما مسیر را هموار کنید این درس ها به سادگی برای شما رخ خواهد داد و خواهید دید که چه پیشرفتی در زندگی و عملکرد خود خواهید داشت . پس پیش بروید و این نکات را رعایت کنید .




نوشته شده در تاریخ جمعه 15 بهمن 1389 توسط سعید حاج حیدری


اولین داستان مربوط به ارتباط اتفاقات به ظاهر بی ربط زندگی هست.
من بعد از شش ماه از شروع دانشگاه در کالج رید ترك تحصیل کردم ولی تا حدود یک سال و نیم بعد از ترك تحصیل تو دانشگاه می آمدم و می رفتم و خب حالا می خواهم برای شما بگویم که من چرا ترك تحصیل کردم. زندگی و مبارزه ی من قبل از تولدم شروع شد. مادر بیولوژیکی من یک دانشجوی مجرد بود که تصمیم گرفته بود مرا در لیست پرورشگاه قرار بدهد که یک خانواده مرا به سرپرستی قبول کند. او شدیداً اعتقاد داشت که مرا یک خانواده با تحصیلات دانشگاهی باید به فرزندی قبول کند و همه چیز را برای این کار آماده کرده بود.یک وکیل و زنش قبول کرده بودند که مرا بعد از تولدم ازمادرم تحویل بگیرند و همه چیز آماده بود تا اینکه بعد از تولد من این خانواده گفتند که پسر نمی خواهند و دوست دارند که دختر داشته باشند. این جوری شد که پدر و مادر فعلی من نصف شب یک تلفن دریافت کردند که آیا حاضرند مرا به فرزندی قبول کنند یا نه و آنان گفتند که حتماً. مادر بیولوژیکی من بعداً فهمید که مادر من هیچ وقت از دانشگاه فارغ التحصیل نشده و پدر من هیچ وقت دبیرستان را تمام نکرده است. مادر اصلی من حاضر نشد که مدارك مربوط به فرزند خواندگی مرا امضا کند تا اینکه آن ها قول دادند که مرا وقتی که بزرگ شدم حتماً به دانشگاه بفرستند. این جوری شد که هفده سال بعدش من وارد کالج شدم و به خاطر این که در آن موقع اطلاعاتم کم بود دانشگاهی را انتخاب کردم که شهریه ی آن تقریباً معادل دانشگاه استنفورد بود و پس انداز عمر پدر و مادرم را به سرعت برای شهریه ی دانشگاه خرج می کردم بعد از شش ماه متوجه شدم که دانشگاه فایده ی چندانی برایم ندارد. هیچ ایده ای که می خواهم با زندگی چه کار کنم و دانشگاه چه جوری می خواهد به من کمک کند نداشتم و به جای این که پس انداز عمر پدر و مادرم را خرج کنم ترك تحصیل کردم ولی ایمان داشتم که همه چیز درست می شود. اولش یک کمی وحشت داشتم ولی الآن که نگاه می کنم می بینم که یکی از بهترین تصمیم های زندگی من بوده است. لحظه ای که من ترك تحصیل کردم به جای این که کلاس هایی را بروم که به آن ها علاقه ای نداشتم شروع به کارهایی کردم که واقعاً دوستشان داشتم. زندگی در آن دوره خیلی برای من آسان نبود. من اتاقی نداشتم و کف اتاق یکی از دوستانم می خوابیدم. قوطی های خالی پپسی را به خاطر پنج سنت پس می دادم که با آن ها غذا بخرم. بعضی وقت ها هفت مایل پیاده روی می کردم که یک غذای مجانی توی کلیسا بخورم. غذا هایشان را دوست داشتم. من به خاطر حس کنجکاوی و ابهام درونی ام تو راهی افتادم که تبدیل به یک تجربه ی گران بها شد. کالج رید آن موقع یکی از بهترین تعلیم های خطاطی را تو کشور می داد. تمام پوستر های دانشگاه با خط بسیار زیبا خطاطی می شد و چون از برنامه ی عادی من ترك تحصیل کرده بودم، کلاس های خطاطی را برداشتم. سبک آن ها خیلی جالب، زیبا، هنری و تاریخی بود و من خیلی از آن لذت می بردم. امیدی نداشتم که کلاس های خطاطی نقشی در زندگی حرفه ای آینده ی من داشته باشد ولی ده سال بعد از آن کلاس ها موقعی که ما داشتیم اولین کامپیوتر مکینتاش را طراحی می کردیم تمام مهارت های خطاطی من دوباره تو ذهن من برگشت و من آن ها را در طراحی گرافیکی مکینتاش استفاده کردم. مک اولین کامپیوتر با فونت های کامپیوتری هنری و قشنگ بود. اگر من آن کلاس های خطاطی را آن موقع برنداشته بودم مک هیچ وقت فونت های هنری الآن را نداشت. هم چنین چون که ویندوز طراحی مک را کپی کرد، احتمالاً هیچ کامپیوتری این فونت را نداشت. خب می بینید آدم وقتی آینده را نگاه می کند شاید تأثیر اتفاقات مشخص نباشد ولی وقتی گذشته را نگاه می کند متوجه ارتباط این اتفاق ها می شود. این یادتان نرود شما باید به یک چیز ایمان داشته باشید، به شجاعتتان، به سرنوشتتان، زندگی تان یا هر چیز دیگری. این چیزی است که هیچ وقت مرا نا امید نکرده است و خیلی تغییرات در زندگی من ایجاد کرده است.


داستان دوم من در مورد دوست داشتن و شکست است.
من خرسند شدم که چیزهایی را که دوستشان داشتم خیلی زود پیدا کردم. من و همکارم هواز شرکت اپل را درگاراژ خانه ی پدر و مادرم وقتی که من فقط بیست سال داشتم شروع کردیم ما خیلی سخت کار کردیم و در مدت ده سال اپل تبدیل شد به یک شرکت دو بیلیون دلاری که حدود چهارهزار نفر کارمند داشت. ما جالب ترین مخلوق خودمان را به بازار عرضه کرده بودیم؛ مکینتاش. یک سال بعد از درآمدن مکینتاش وقتی که من فقط سی ساله بودم هیأت مدیره ی اپل مرا از شرکت اخراج کرد. چه جوری یک نفر می تواند از شرکتی که خودش تأسیس می کند اخراج شود، خیلی ساده. شرکت رشد کرده بود و ما یک نفری را که فکر می کردیم توانایی خوبی برای اداره ی شرکت داشته باشد استخدام کرده بودیم. همه چیز خیلی خوب پیش می رفت تا این که بعد از یکی دو سال در مورد استراتژی آینده ی شرکت من با او اختلاف پیدا کردم و هیأت مدیره از او حمایت کرد و من رسماً اخراج شدم. احساس می کردم که کل دستاورد زندگی ام را از دست داده ام. حدود چند ماهی نمی دانستم که چه کار باید بکنم. من رسماً شکست خورده بودم و دیگر جایم در سیلیکان ولی نبود ولی یک احساسی در وجودم شروع به رشد کرد. احساسی که من خیلی دوستش داشتم و اتفاقات اپل خیلی تغییرش نداده بودند. احساس شروع کردن از نو. شاید من آن موقع متوجه نشدم اخراج از اپل یکی از بهترین اتفاقات زندگی من بود. سنگینی موفقیت با سبکی یک شروع تازه جایگزین شده بود و من کاملاً آزاد بودم. آن دوره از زندگی من پر از خلاقیت بود. در طول پنج سال بعد یک شرکت به اسم نکست تأسیس کردم و یک شرکت دیگر به اسم پیکسار و با یک زن خارق العاده آشنا شدم که بعداً با او ازدواج کردم. پیکسار اولین ابزار انیمیشن کامپیوتر دنیا را به اسم توی استوری به وجود آورد که الآن موفقترین استودیوی تولید انیمیشن در دنیا ست. دریک سیر خارق العاده ی اتفاقات، شرکت اپل نکست را خرید و این باعث شد من دوباره به اپل برگردم و تکنولوژی ابداع شده در نکست انقلابی در اپل ایجاد کرد. من با زنم لورن زندگی بسیار خوبی را شروع کردیم. اگر من از اپل اخراج نمی شدم شاید هیچ کدام از این اتفاقات نمی افتاد. این اتفاق مثل داروی تلخی بود که به یک مریض می دهند ولی مریض واقعاً به آن احتیاج دارد. بعضی وقت ها زندگی مثل سنگ توی سر شما می کوبد ولی شما ایمانتان را از دست ندهید. من مطمئن هستم تنها چیزی که باعث شد من در زندگی ام همیشه در حرکت باشم این بود که من کاری را انجام می دادم که واقعاً دوستش داشتم.


داستان سوم من در مورد مرگ است.
من هفده سالم بود یک جایی خواندم که اگر هر روز جوری زندگی کنید که انگار آن روز آخرین روز زندگی تان باشد شاید یک روز این نظر به حقیقت تبدیل بشود. این جمله روی من تأثیر گذاشت و از آن موقع به مدت سی و سه سال هر روز وقتی که من توی آینه نگاه می کنم از خودم می پرسم اگر امروز آخرین روز زندگی من باشد آیا باز هم کارهایی را که امروز باید انجام بدهم، انجام می دهم یا نه. هر موقع جواب این سؤال نه باشد من می فهمم تو زندگی ام به یک سری تغییرات احتیاج دارم. به خاطر داشتن این که بالآخره یک روزی من خواهم مرد برای من به یک ابزار مهم تبدیل شده بود که کمک کرد خیلی از تصمیم های زندگی ام را بگیرم چون که تمام توقعات بزرگ از زندگی، تمام غرور، تمام شرمندگی از شکست، در مقابل مرگ رنگی ندارند. حدود یک سال قبل دکترها تشخیص دادند که من سرطان دارم. ساعت هفت و سی دقیقه ی صبح بود که مرا معاینه کردند و یک تومور توی لوزالمعده ی من تشخیص دادند. من حتی نمی دانستم که لوزالمعده چی هست و کجای آدم قرار دارد ولی دکترها گفتند این نوع سرطان غیرقابل درمان است و من بیشتر از سه ماه زنده نمی مانم. دکتر به من توصیه کرد
به خانه بروم و اوضاع را رو به راه کنم. منظورش این بود که برای مردن آماده باشم و مثلاً چیزهایی که در مورد ده سال بعد قرار بود به بچه هایم بگویم در مدت سه ماه به آن ها یادآوری بکنم. این به این معنی بود که برای خداحافظی حاضر باشم. من با آن تشخیص تمام روز دست و پنجه نرم کردم و سر شب روی من آزمایش اپتیک انجام دادند. آن ها یک آندوسکوپ را توی حلقم فرو کردند که از معده ام می گذشت و وارد لوزالمعده ام می شد. همسرم گفت که وقتی دکتر نمونه را زیر میکروسکوپ گذاشت بی اختیار شروع به گریه کردن کرد چون که او گفت که آن یکی از کمیاب ترین نمونه های سرطان لوزالمعده است و قابل درمان است. مرگ یک واقعیت مفید و هوشمند زندگی است. هیچ کس دوست ندارد که بمیرد حتی آن هایی که می خواهند بمیرند و به بهشت وارد شوند. ولی با این وجود مرگ واقعیت مشترك در زندگی همه ی ما ست. شاید مرگ بهترین اختراع زندگی باشد چون مأمور ایجاد تغییر و تحول است. مرگ کهنه ها را از میان بر می دارد و راه را برای تازه ها باز می کند. یادتان باشد که زمان شما محدود است، پس زمانتان را با زندگی کردن تو زندگی بقیه هدر ندهید. هیچ وقت توی دام غم و غصه نیافتید و هیچ وقت نگذارید که هیاهوی بقیه صدای درونی شما را خاموش کند و از همه مهمتر این که شجاعت این را داشته باشید که از احساس قلبی تان و ایمانتان پیروی کنید. موقعی که من سن شما بودم یک مجله ی خیلی خواندنی به نام کاتالوگ کامل زمین منتشر می شد که یکی از پرطرفدارترین مجله های نسل ما بود این مجله مال دهه ی شصت بود که موقعی که هیچ خبری از کامپیوترهای ارزان قیمت نبود تمام این مجله با دستگاه تایپ و قیچی و دوربین پولوراید درست می شد. شاید یک چیزی شبیه گوگل الآن ولی سی و پنج سال قبل از این که گوگل وجود داشته باشد. در وسط دهه ی هفتاد آن ها آخرین شماره از کاتالوگ کامل زمین را منتشر کردند. آن موقع من سن الآن شما بودم و روی جلد آخرین شماره ی شان یک عکس از صبح زود یک منطقه ی روستایی کوهستانی بود. از آن نوعی که شما ممکن است برای پیاده روی کوهستانی خیلی دوست داشته باشید. زیر آن عکس نوشته بود
stay hungry stay foolish
این پیغام خداحافظی آن ها بود وقتی که آخرین شماره را منتشر می کردند
stay hungry stay foolish
این آرزویی هست که من همیشه در مورد خودم داشتم و الآن وقت فارغ التحصیلی شما آرزویی هست که برای شما می کنم




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 بهمن 1389 توسط سعید حاج حیدری

1) آدمها دو دسته اند یا اردک یا عقاب. اردکها همیشه میگن "چرا دیروز"؟ و همیشه مینالند .از شرایط اجتماعی, زناشویی,مالی .... در گذشته زندگی میکنن و همه افعالشون در زمان گذشته است, هر روز صبح که بیدار میشن میگن وای باز صبح شد, بدبختیها هم شروع شد!

اما عقابها همیشه میگن "چگونه فردا" ؟ چون بقیه عمرشون رو در آینده میخوان زندگی کنن, همیشه برنامه دارند ,هر روز صبح با انرژی بیدار میشن و از اینکه یه صبح دیگه شروع شده خدا رو شکر میکنن...

عقبها دو تا خصوصیت جالب دیگه هم دارن 1. عقاب شوق پرواز داره , یعنی انگیزه داره 2. مهارت داره , بلد چطوری باید اوج بگیره !

حالا میخواین چی باشین اردک یا عقاب !

2)دنیای درونمان را رهبری کنیم , بر همه چیز تسلط داشته باشیم , یادمون باشه که اشرف مخلوقات هستیم ,این ماییم که باید تعیین کنیم که چه چیزی کی و کجا باید اتفاق بیفته !

3)رهبران زاده نمیشوند بلکه ساخته میشوند !

4)مراقب اندیشه های منفی دیگران و دنیای کوچیک اردکی اونها باشید , یادتون باشه که اردکها هرگز عقاب بودن رو تجربه نکردن!

5)کیفیت نگاه ماست که سطح زندگی ما رو تعیین میکنه, پارادایم شیفت هارو جدی بگیریم و نگرشمون رو عوض کنیم , ما آینه ی تمام نمای خداوند هستیم و کسی که کمال , قدرت , موفقیت و همه بهترین هاست ....

6) موفقیت, برنامه ریزی و رهبری درون رو شروع کنیم و 7 سال دیگه رو در نظر بگیریم , بعد به این فکر کنیم که 7 سال دیگه کجای نقشه خواهیم بود , با چه کسی , در چه شرایط مالی و ....

7)مهمتر از همه اینکه هر روز این روند موفقیت رو حتی در چند جمله در یک دفتر به نام دفتر موفقیت ثبت کنیم .....

یادمون باشه " اگه زندگی ما ارزش زندگی کردن رو داره حتما" ارزش ثبت کردن رو هم داره "


نوشته شده در تاریخ شنبه 2 بهمن 1389 توسط سعید حاج حیدری
(تعداد کل صفحات:11)      1   2   3   4   5   6   7   ...  

درباره وبلاگ
نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :